برابری زنان با مردان راه مبارزه با اسلامگرایان است می خواهم صدای زنان کشورم باشم''
۱۳۹۱ اسفند ۸, سهشنبه
مرتضی طلایی: "پوشش مردم به پلیس ارتباطی ندارد"
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران، گفت: به پلیس چه ارتباطی دارد که بگوید؛ مردم چه لباسی بپوشد یا نپوشد و اگر ورود کرده برای این است که خلاف هنجارها در جامعه عمل میشود و این وظیفه پلیس در تمام دنیاست در کشور ما نیز پلیس مجری و پاسدار قانون است.
مرتضی طلایی در گفتوگو با ایلنا، با بیان اینکه شاید در جامعه پوششی که ما دوست داریم، نباشد، گفت: بیشک این افراد در باطن به دین و شریعت پای بند هستند.
گشت ارشاد به دلیل كم كاری متولیان فرهنگی ایجاد شد
وی درباره ضرورت وجود گشت ارشاد برای تذکر پوشش افراد در جامعه، با اشاره به اینکه این سوال را باید مسئولان مربوطه پاسخ گو باشند، ادامه داد: حوزه تربیت بشیرا و نذیرا است در واقع به نوعی امر به معرف و نهی از منکر است از این رو بهتر است اول از کسانی که در حوزههای فرهنگی کار میکند بخواهیم هنجارها را گسترش دهند تا باورها تقویت شوند.
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران همچنین خاطر نشان کرد: متولیان حوزه فرهنگی باید به خوبی به وظایفشان عمل کنند تا جامعه کمتر نیارمند نهی از منکر باشد. طلایی در پاسخ به اینکه آیا ورود نیروی انتظامی در راستای کم کاری حوزههای متولی در مقوله حجاب است، تصریح کرد: به نوعی بخشی از اقدامات نیروی انتظامی در راستای کم کاری حوزهها و دستگاهها متولی در تمامی حوزهها است برای نمونه وقتی شهروندی از اموال خود به خوبی نگهداری نمیکند پلیس ناچار میشود برای حفظ مال آن ورود کند در واقع پلیس در حوزهای ورود میکند که دیگران درآن درست عمل نمیکنند اگر دیگران به وظایف خود عمل کنند نیروی انتظامی ورود نمیکند.
پلیس نمیتواند بر پوشش افراد تاثیر داشته باشد
وی درباره میزان تاثیر پلیس گشت ارشاد بر روی پوشش اینگونه پاسخ داد: پلیس نمیتواند بر پوشش افراد تاثیر داشته باشد در واقع پلیس نیامده است بگوید که من گشت ارشاد راه اندازی میکنم تا پوشش افراد را تغییر دهم بلکه پلیس گشت ارشاد گذاشته است تا مانع کسی شود که برخلاف ارزشها، هنجارها، مقرارات و قانون در جامعه عمل میکند.
پلیس به دنبال آن نیست که بگوید افراد چه لباسی بپوشند یا نپوشند
طلایی با بیان اینکه پلیس به دنبال آن نیست که بگوید افراد چه لباسی بپوشند یا نپوشند، تاکید کرد: این نگاه درست نیست و نگاه سیاسی است به پلیس چه ارتباطی دارد که بگوید مردم چه لباسی بپوشد یا نپوشد و اگر ورود کرده برای این است که خلاف هنجارها در جامعه عمل میشود و این وظیفه پلیس در تمام دنیاست در کشور ما نیز پلیس مجری و پاسدار قانون است. طلایی افزود: قانونی در زمینه ورود پلیس به این مسائل وجود ندارد اما مصادیق در حوزه اجرایی تعریف شده است قانون نگفته است پلیس در زمینه حجاب مستقیم ورود کند اما از پلیس استقرار نظم و امنیت خواسته شده است.
http://www.alef.ir/vdccpoqs42bqmp8.ala2.html?179558
سه عضو سپاه پاسداران به هلاکت رسیدند
مصطفی تاجزاده: چرا هتاکترین رسانهها و بددهانترین مداحان و طلبهها، نزدیکترینها به رهبری هستند؟
اگر رهبری واقعاً با بداخلاقی و ایراد اتهامات اثبات نشده به شخصیت های حقیقی و حقوقی مخالف است، باید علناً همگان را و بویژه منسوبان و منتسبان خود را نهی کند نه آن که هرکس به بیت نزدیک تر باشد، بددهان تر و گستاخ تر بوده و اجازه داشته باشد که در مصونیت کامل و بی هراس از پاسخ گویی بدترین تهمت ها را به منتقدین وارد کند....
مصطفی تاجزاده طی یادداشتی که از زندان اوین منتشر کرده به ذکر نکاتی در خصوص سخنان اخیر رهبری پرداخته است.
این زندانی سیاسی در یادداشت خود با اشاره به این نکته که هتاک ترین عناصر و رسانه ها در بین نیروهای مسلمان نزدیک ترین آن ها به رهبری هستند، از اینکه بالاخره رهبر جمهوری اسلامی برای نخستین بار نسبت به اقدامات غیرقانونی و غیراخلاقی گروه خوارج مسلک انصار حزب الله واکنش نشان داد استقبال کرده است.
عضو مرکزیت جبهه مشارکت ایران اسلامی با ذکر مثالهایی از نزدیکان رهبری که به هتاکی و بی اخلاقی شهره هستند آورده است:” اگر رهبری واقعاً با بداخلاقی و ایراد اتهامات اثبات نشده به شخصیت های حقیقی و حقوقی مخالف است، باید علناً همگان را و بویژه منسوبان و منتسبان خود را نهی کند نه آن که هرکس به بیت نزدیک تر باشد، بددهان تر و گستاخ تر بوده و اجازه داشته باشد که در مصونیت کامل و بی هراس از پاسخ گویی بدترین تهمت ها را به منتقدین وارد کند.”
تاجزاده با استقبال از بحث رسیدگی به مفاسد اقتصادی خواهان رسیدگی سریعتر به پرونده مرتضوی و فاضل لاریجانی و اتهامات مالی محمدرضا رحیمی و جواد لاریجانی و دیگر منسوبان حکومتی شده تا معلوم شود این مبارزه با فساد، همگان را در برمی گیرد و گزینشی عمل نمی شود.
مشاور سیاسی دولت اصلاحات همچنین با سرنوشت ساز خواندن نحوه تعامل جمهوری اسلامی با دولت آمریکا از رهبر جمهوری اسلامی خواسته است تا اجازه دهد امکان ارائه نظرات صاحبان دیدگاه های متفاوت در زمینه مذاکره با آمریکا در رسانه ها فراهم شود تا جناح حاکم با استفاده از همه دیدگاه ها و با معقول ترین شکل ممکن با مسئله مواجه شود.
متن کامل این یادداشت که در اختیار نوروز قرار گرفته است در پی می آید:
سخنان اخیر رهبری درخصوص اتفاقات رخ داده در جریان استیضاح وزیر کار و حواشی آن از چند جنبه قابل بررسی است.
یک این که سرانجام برای نخستین بار ایشان اقدامات غیرقانونی و غیراخلاقی گروه خوارج مسلک انصار حزب الله در حمله به شخصیت ها و اجتماعات مردمی را محکوم کرد که این کار اگر چه دیر ولی خوب بود و من امیدوارم که مانند قتل های زنجیره ای که پس از هشدار علنی رهبری قطع شد، این مسئله نیز برای همیشه حل شود.
نکته دوم در رابطه با افشاگری ها و برخوردهای غیراخلاقی است که به نظر من اصل تذکر کاملا به جاست اما متأسفانه باید بگویم که هتاک ترین عناصر و رسانه ها در بین نیروهای مسلمان نزدیک ترین آن ها به رهبری هستند و ایشان تا به حال هیچ تذکر علنی به آنان نداده است.
اگر روش آقای احمدی نژاد غلط است روش کیهان از این هم غلط تر و غیراخلاقی تر است. چرا که هتاک تر از کیهان، روزنامه و جریده ای در کشور منتشر نمی شود. هم چنین بی پرواتر و پرده درتر از جنتی در ایراد تهمت به منتقدان نیست که یک قلم از این تهمت ها ادعای اعطای یک میلیارد دلار به آقای خاتمی از طرف دولت عربستان سعودی است که به نظر می رسد به دلیل نداشتن درک درست و واقعی از چنین مبلغی، این تهمت خطیب نماز جمعه تهران به رئیس جمهور سابق کشور زده شده است. و جای تأسف است که او دبیر شورای نگهبان قانون اساسی است و مسئول تأیید و رد صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری!
نیز با کمال تأسف بداخلاق ترین و بددهن ترین مداحان و طلبه های تازه به دوران رسیده، پای ثابت سخنرانی های بیت رهبری هستند. از برخی نمایندگان ایشان در سپاه و از فرماندهان مداخله گر در امور سیاسی نام نمی برم که کاری جز پراکندن تخم کینه و نفرت در جامعه ندارند. اگر رهبری واقعاً با بداخلاقی و ایراد اتهامات اثبات نشده به شخصیت های حقیقی و حقوقی مخالف است، باید علناً همگان را و بویژه منسوبان و منتسبان خود را نهی کند نه آن که هرکس به بیت نزدیک تر باشد، بددهان تر و گستاخ تر بوده و اجازه داشته باشد که در مصونیت کامل و بی هراس از پاسخ گویی بدترین تهمت ها را به منتقدین وارد کند.
نکته سوم در ارتباط با تأکید ایشان بر رسیدگی به فساد اقتصادی است نه در شعار بلکه در عمل. امیدوارم در این جهت به قوه قضائیه دستور داده شود که هرچه سریع تر به پرونده مرتضوی و فاضل لاریجانی از یک طرف و اتهامات مالی محمدرضا رحیمی و جواد لاریجانی و دیگر منسوبان حکومتی از سوی دیگر رسیدگی کند تا معلوم شود این مبارزه با فساد، همگان را در برمی گیرد و گزینشی عمل نمی شود!
نکته آخر مسئله نحوه تعامل جمهوری اسلامی با دولت آمریکاست که به نظر من باید ایشان اجازه دهد این امکان برای صاحبان دیدگاه های متفاوت فراهم شود که بتوانند نظریات خود را در رسانه ها و حداقل در مطبوعات داخلی ارائه کنند تا جناح حاکم با استفاده از همه دیدگاه ها و با معقول ترین شکل ممکن با مسئله مواجه شود. یکی از وجوه آزادی سیاسی و یکی از مهم ترین حقوق اساسی مردم بحث آزاد درباره مهم ترین مسائلی است که بیشترین تأثیر را بر سرنوشت کشور می گذارد. برای ما زشت است که در مورد مسائل کوچک بحث های مفصلی در رسانه صورت می گیرد در حالی که سخن راندن از مسائل مهم خط قرمز تلقی می شود.
در پایان باید تاکید کنم که هر زمان رهبری موضع گیری درستی کرد شایسته است مورد حمایت قرار گیرد و تأیید شود و هرجا هم حرف نادرستی زد و سخن و عمل در تناقض بود باید صریح و شفاف و البته محترمانه تذکر داد و نقد کرد. چرا که معیار باید حقیقت باشد نه مصلحت و منفعت فردی! و این مصداق واقعی امر به معروف و نهی از منکر یعنی وظیفه عمومی مردم است.
مصطفی تاجزاده
انفرادی زندان اوین
۱۳۹۱ اسفند ۷, دوشنبه
شروع سن دختران فراری در ایران از نه سالگی است!
بر اساس گزارش محرمانه ای که چندی پیش از سوی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش منتشر شد، علاوه بر افزایش بی سابقه آمار دختران فراری، کاهش متوسط سن آنان در ایران هم اکنون به حداقل نه سال تقلیل یافته است.
دو علت مهم فرار دختران از خانه: ۱- تحمیل عقاید والدین به دخترانی است که سن بلوغ را طی میکنند و ۲-اجبار آنان به ازدواج ناخواسته است. طبیعتا این امر در سنین ۱۴ تا ۲۰ سالگی بیشتر رخ می دهد. از دلایل دیگر فرار دختران از خانه میتوان؛ شرایط نابسامان خانوادگی، از هم پاشیدگی خانواده، اعتیاد، مشکلات اقتصادی، ازدواج مجدد والدین و خشونت های جسمی و روانی، سختگیری خانواده های متعصب در مورد دختران، تجاوزهای جنسی بوسیله نزدیکان، فقر و … را نام برد.
حکومت ملایان تنهاتر ازهمیشه
منطقه وسطح دنیا که چند سالی است شروع گردیده ودر طی سالهای اخیر پررنگتر
گشته وهر روز ابعاد وسیعتری پیدا میکند .
برنامه ریزان وتصمیم گیرندگان حکومت دینی در بعد سیاست خارجی همچون
دیگرابعاد کشورداری فاقد استعداد وتوانایی وآینده نگری لازم بوده وبه
همین دلیل در تمامی عرصه ها طی سی وسه سال گذشته با ناکامی وشکست های
سیاسی بزرگی رودررو بودند که هر کدام از این رخدادها هزینه سنگینی را به
کشور ومردم تحمیل نموده است .
وجود نامبارک ولایت فقیه وتصمیمات یک جانبه ایشان از یک سو, خودشیفتگی
وغرور وکله شقی کوتوله اش (احمدی نزاد)از سوی دیگروعدم وجودکارشناسان
زبده وکارآمد دراین زمینه ونداشتن علم وآگاهی در سطح جهانی وغوطه ور شدن
حضرات در رویاهایشان مبنی بر صدور انقلاب اسلامی وجنگ با دشمنان درخارج
از مرزهای ایران ونزدیک به مرزهای آنها سبب گردیده بخش وسیعی ار درآمدهای
سالانه کشورکه حجم قابل توجهی را تشکیل میدهد ومی باید صرف عمران
وآبادانی ,ایجاد زیرساختها ,ایجاد بسترهای شغلی برای جوانان,تکمیل وتوسعه
مراکزآموزشی,بهداشتی ودرکل رفاه مردم این سرزمین ورشدوپیشرفت کشور هزینه
میشد,به عناوین مختلفی همچون کمکهای بلاعوض,تهیه وتامین تسلیحات
نظامی,پرداخت حقوق پرسنل,تامین نیازهای مالی وتامین وجذب نیروی
انسانی ,آموزش نظامی نیروها برای استفاده در عملیات تروریستی,انجام
عملیات مختلف در کشورهای دور یا نزدیک,درحق تعدادی ازحکومت
هاوتعدادبیشتری از گروههای مسلح بصورت علنی یا پنهانی هزینه گردیده
ونهایتا بعد از گذشت چند صباحی به علل مختلف وبروز تغییرات سیاسی وقیام
های مردمی درچندین کشور,حکومت ها وگروه های به اصطلاح طرفدار یا دست
نشانده حکومت ایران دیگر یا نتوانستند ویا نخواستند از ولی نعمت خودحرف
شنوی داشته وگوش به فرمانش باشند وترجیح دادند سر سفره دیگران که با
ایران روابط خوبی هم ندارند بنشینند .
حاصل همه این اقدامات وصرف این مبالغ کلان درطی گذشت زمان برای سردمداران
حکومتی ومتاسفانه کشور ایران غیراز بد نامی درسطح دنیا ونزد سازمان های
بین المللی وخالی شدن خزانه کشور وهدرفت سرمایه ایرانی هیچ سود دیگری
نداشته و نخواهد داشت.
معلوم نیست این اتفاقات چندباردیگرودرچه حجمی باید تکرارگردد تا ملایان
دریابند که این نوع سیاست پرهزینه وبی نتیجه میباشد ویک سرمایه گذاری با
ریسک بسیار بالاست که تضمینی برای سود دهی وبازگشت سرمایه در آن نیست .
چند نمونه از این موارد :
- کشور سوریه,رژیم بعث وشخص بشار اسد : کشور وفردی که در طول سی واندی
سال گذشته توسط حکومت آخوندی بواسطه شیعه بودن ومجاورت آن با غزه, لبنان
واسرائیل , تحت عناوین مختلفی مورد حمایت شدید وهمه جانبه قرارگرفته تا
حدی که به جرات میتوان گفت تامین نیازهای سوریه از هر لحاظ اولاترومهمتر
ازنیازهای ایرانیان بوده برای مثال,فرستادن زوار بدون هیچ محدودیتی که
درآمد سرشاری برای حکومت سوریه داشته , صادرات خودروی ایرانی با کمتر از
نصف قیمت داخلی, تامین نفت مجانی ومواد سوختی , اجرای پروژه های عمرانی
با استفاده از سرمایه وتخصص ایرانی درتعداد وحجمهای بزرگ,تهیه وتامین
سلاح ومهمات جنگی ونظامی و…
این همه درازای راضی نگه داشتن رژیم بشار اسد واستفاده از مسیرهای دسترسی
به گروههای مسلح حزب الله ,حماس ,فتح و… ونزدیکی به مرزهای اسرائیل
بوده,اما در پی بهارعربی وقیام مردم سوریه ازدو سال پیش علیه حکومت
بشاراسدوکشتار بیش از ۴۸۰۰۰ نفرازمردم بی دفاع توسط نیروهای دولتی وبا
کمک گروه حزب الله وسپاه قدس ایران اوضاع درسوریه ومنطقه دگرگون وآبستن
رویدادهای جدید میباشد,تا جایی که بیش از شصد درصد از خاک سوریه به تصرف
نیروهای انقلابی در آمده و سوریه به یک کشور جنگ زده وویران تبدیل گشته
است , که بنا به اظهارات مقامات کشورهای مختلف حتی روسیه به عنوان حامی
اصلی حکومت بشاراسد ورژیم بعث سوریه روزهای پایانی خودرا سپری میکنند,اما
با این اوصاف رژیم معلول آخوندی هنوزهم اسرار درسرمایه گذاری بر روی این
مهره سوخته داشته در حالی که کل دنیا باورکردند که اسد به پایان خود
رسیده است .
- کشور عراق وشخص نوری المالکی : این کشور بعد از هجوم نیروهای غربی
وسقوط صدام حسین وترس از همجواری آنها با مرزهای ایران دراولویت حکومت
آخوندها قرارگرفت وبافرستادن نیروهای بیشمارحکومتی وحمایتهای همه جانبه
از گروههای شیعه وهزینه نمودن مبالغ سنگین در جهت ایجاد نا امنی در
شهرهای مختلف عراق وتوسعه نفاق بین شیعه وسنی وکرد وعرب با تامین مواد
منفجره وادوات نظامی این گروهها وآموزش آنها سعی درجنگ با نیروهای
آمریکایی در خاک عراق را داشت که پس ازخروج اکثریت این نیروها با علم
کردن نوری المالکی به عنوان شخص اول قدرت سیاسی ومورد حمایت ایران
سیاستهای خود را درعراق پیاده نمایدوتا میتواند با استفاده از مالکلی
فشار برمجاهدین خلق حاضر در اردوگاه اشرف رافزونی بخشد وآن کشور را تحت
سیطره خود داشته باشد,اما با گذشت سالها دیکتاتورعراق همچون اربابان خود
نتوانست جایگاه مردمی پیدا کند وبر اثر فشارهای زیادوتک روی ونادیده
گرفتن شرکای سیاسیش مردم وکشور عراق را به سمت بحران وشورش هدایت کرده ،
با بروز اتفاقات جدید در عراق وضعیت داخلی آن هر روز بحرانی تر و جایگاه
دست نشانده حکومت آخوندها متزلزل تر میگردد ویقینا دور نخواهد بود که
عراق درگیر جنگ داخلی وطایفه ای ونهایتا تجزیه به چند منطقه همچون
کردستان عراق گردد وآن زمان دیگر نوری المالکی برمسند قدرت نخواهد بود
وایران خود تحت تاثیر اتفاقات روی داده در عراق قرار خواهد گرفت .
- کشورلبنان وگروه حزب الله : این گروه که هسته مرکزی واولیه آن با خواست
وحمایتهای همه جانبه حکومت آخوندی شکل گرفته وعینیت پیدا کرده یقینا برای
ایران پر هزینه ترین متحد درسطح دنیا می باشد که در راس آن سید نصراله
آخوند قرارداشته ودر جنوب لبنان فعالیت مینماید. اعضای این گروه که تماما
تحت فرمان وبندگی رژیم ملایان میباشند از زمان شکل گیری همه هزینه های
آنهااز هر لحاظ توسط حکومت خامنه ای تامین میگردد, حتی ساخت وسازدرشهرهای
جنوبی لبنان ازاحداث خیابان ها تا ساخت مدارس وبیمارستان وفضاهای شهری با
سرمایه ایرانی وتوسط ایرانیان انجام می پذیرد, ولی با اینهمه هیچ تضمینی
نیست که در روزهای بحرانی حکومت ولایت فقیه بخواهندویا بتوانند درکنار و
صف آنها قرار گیرند زیاد دور از ذهن نیست که آنها هم براثرنغییر معادلات
همچون حماس وفتح به رژیم پشت کرده وآنها را تنها بگذارند چراکه روزها
آبستن حوادث بوده وحوادث مسیر جریانها راتغییر میدهند .
- فلسطین وغزه وگروههای مسلح حماس وفتح : مسئولین واعضای این گروههای
فلسطینی که همچون رژیم سوریه سالیان سال تحت حمایت همه جانبه حکومت
آخوندی بودند وتا میتوانستند از طرق مختلف ایران را دوشیده وروزگار خوشی
راسپری کردند کلیه تجهیزات وتسلیحات نظامی ونیازهای مالی خود را از طریق
حکومت ملایان تامین می کردند ولی در طی چند ماه گذشته بر اثر تغییر
وتحولات در چند کشور عربی وجابجای مهره ها ورخدادهای دوساله در سوریه به
نوعی به رژیم آخوندی پشت کرده ودست دوستی با رقبای آنها در منطقه همچون
مصر,ترکیه,قطرودیگر کشورهای عربی دادند .
- گروههای مخالف درکشورهای سودان, یمن , بحرین ,عربستان ,آذربایجان ,
کویت , قطر , ترکیه وچندین کشورآفریقایی وآمریکای جنوبی همچون ونزوئلا,
بولیوی, کوبا و…از همه این کشورها افرادوگروه های مختلفی طی سفرهای
متعدد به ایران ضمن سیاحت وخوشگزرانی مبالغی کلان با عناوین مختلف دریافت
نموده وهمیشه عنصر گیرنده بودنند ومسئولین حکومت هزینه های سرسام آوری را
برای آنها صرف کردند که همگی بلاعوض وبی هیچ حاصلی بوده است ,یا درحد
ایجادچند تظاهرات خیابانی وفرصتی برای سفر حضرات به این کشورها .
برای مثال شخص هوگوچاوزاز دوستی با حکومت ایران سود بسیاری برده واکنون
در بستر مرگ میباشد واینکه در آینده قدرت در آن کشور به دست چه کسانی
خواهد بود وآیا باز هم ونزوئلا حیاط خلوت ایران در مجاورت مرزهای آمریکا
خواهد بود یا نه به هزارویک اما واگر بستگی دارد.
سیاست خارجی وعملکرد مسئولین نظام درسطح بین المللی سبب گردیده که اکثر
کشورهای مطرح وصاحب تکنولوژی وصنایع یا با ایران قطع رابطه کرده ویا
حداقل رابطه راداشته باشنددراین میان فقط چند کشورکوچک وناشناخته که بعضا
پیدا کردن نام آنها برروی نفشه بسیار زمانبرو خسته کننده میباشد وآنها
نیزارتباط یکطرفه ای با این حکومت دارند بدین معنی که آنها هم عنصر
گیرنده بوده وسودی برای ایران نداشتند وایرانی میباید نیازهای خود را نه
بوسیله دولتها وبا قراردادهای رسمی بلکه بوسیله واسطه هاو به چندین
برابرقیمت واقعی تامین نماید .
آیا نباید پرسید درپیش گرفتن این نوع سیاست خارجی واصراردرادامه آن طی
این همه سال وصرف میلیاردها دلار هزینه از بیت المال وقطع روابط بین
المللی وکسب بد نامی برای کشور ومردم آن وتحریم کسترده توسط اکثر کشورها
وباج دهی به دیگر کشورها به این نوع سیاست ” در واقع حماقت ” می ارزیده
وعقلانی وبه مصلحت بوده با نه ؟
چه اصراری دارید که در امورات دیگر کشورها دخالت نمایید ؟ چرا مدام به
فکر نابودی اسرائیل هستید ؟ چرا فکر میکنید که حکومت شما ناجی جهان خواهد
بود؟ چه اصراری دارید که خود را به عنوان قدرت برتر به رخ بکشید؟چرا جنگ
را نعمت تلقی میکنید ؟ در طول تاریخ کدام جنگ طرف پیروز داشته که شما
دومی باشید؟ چرا فکر نمی کنید که این مبالغ میلیاردی را به جای بخشیدن
وهرینه کردن برای غیر ایرانی اگر درداخل وبرای ایرانی هزینه میشد وضعیت
مردم امروزه اینقدر اسفناک نمی بود ؟
زیاد دور نیست روزی که همین چند حامی جیره خوار را نیز از دست بدهید وآن
موقع علی خامنه ای می ماند وحوضش و باید جوابگو و پاسخگوی مردم داخل کشور
که هر روزه بر اثر مشکلات وگرانی وکمبودها برخشمشان ونفرتشان افزوده
میگردد وشعله آتش زیر خاکستربیشتر میشود باشید!!!
“خاک محکوم برخاستن در پیش پای طوفان است,اگر روح ما بزرگ و طوفانی شود
جسم محکوم همراهی اوست .”
“حکومت های ایدئولوژیک، سرنوشت مشترکی دارند وفروپاشی آنان، حتمی ترینِ
این سرنوشت مشترک است
ازدواج کودکان،ادامه زنجیره فقر و فساد است ازدواج کودکان در سکوت قانون
خیانت و طلاق در سالهای بعدی است. ازدواج در دورانی که کودک به سن تشخیص
و اختیار نرسیده میتواند به ترک تحصیل و افزایش بیسوادی و کمسوادی
منجر شود، که به طور مسلم بر روند تربیت نسلهای بعدی تاثیر دارد و همه
اینها جدا از صدمات روحی و روانی است که به کودکان بر اثر این گونه
ازدواجها وارد میشود. متاسفانه اذن پدر تنها شرط ازدواج کودکان در
قانون قید شده است در حالیکه در مورد سن رشد متعاملین که برای معامله و
یا خرید و فروش سن ۱۸ سال تمام باشد و اگر دختری زیر ۱۸ سال بخواهد
معامله کند باید از دادگاه اجازه(حکم رشیده بودن) بگیرد. در ایران
محدودیت سنی برای ازدواج وجود ندارد و ازدواج در هر سنی ممکن است. البته
احمد تویسرکانی رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اعلام کردهاست ثبت
ازدواج پایین تر از سن قانونی برای دختران و پسران، بدون حکم دادگاه
تخلف است و در صورت مشاهده یا گزارش، بیشک با آن برخورد میشود. آنچه در
پی میآید گفتوگوی «قانون» با کارشناسان حقوقی برای آسیبشناسی قوانین
در رابطه با ازدواج کودکان است.
ازدواج کودکان،ادامه زنجیره فقر و فساد است
یک قاضی دادگستری در رابطه با سکوت قوانین در ازدواج کودکان گفت: موضوع
ازدواج کودک،که از آن به عنوان «کودک عروسان»، «کودک مادران» و «کودک
نامزدان» یاد میشود متأسفانه یکی از معضلاتی است که در جامعه ما وجود
دارد. در سال ۱۳۱۰ قانونی مبنی بر اینکه سن ۱۸ سال را سن ازدواج برای
دختران و پسران قرار داده بود وجود داشت ولی با اصلاحاتی که در قانون
مدنی پدید آمد سن ازدواج تغییر کرد و در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی سن ازدواج
به ۹ سال قمری برای دختران و ۱۵ سال قمری برای پسران قرار داده شد و این
مورد مشکلاتی را ایجاد میکرد. علی کاظمی در گفتوگو با «قانون» یادآور
شد: به همین جهت در سال ۱۳۸۱ مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی،
بر اساس یکی از فتاوی که صادر شده بود سن ازدواج را به ۱۳ سال شمسی در
دختران و ۱۵ سال شمسی در پسران تغییر دادند. در واقع تلاش کردند سن
ازدواج هر دو جنس بالاتر رود. این حقوقدان با بیان اینکه با سه شرط حتی
زیر این سن را هم میتوان مزدوج کرد ادامه داد: اگر ولی اجازه بدهد،
مصلحت طفل اقتضا کند و یا دادگاه صالح این تشخیص را بدهد امکان ازدواج
وجود دارد. یعنی با این شرایط میتوان دختر پنج ساله را هم به عقد نکاح
درآورد. که این یکی از مشکلات قانونی ماست و قانون با شرایط اجتماعی
انطباق ندارد.
اشتراک در:
پستها (Atom)
