۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

  • " تو روشن میکنی خورشیدو هر روز تو هر شب توی جلد ماه میری بگیر دستامو محکم تا نیافتم زمین می لرزه وقتی راه میری
    دلم با خنده تو گرم میشه تو روزایی که دنیا سرد باشه تو رو حس میکنم می فهمم اینو یه زن میتونه گاهی مــــرد باشه

۱۳۹۲ مهر ۱۴, یکشنبه

دولت مالزی قصد اعدام این دو زن ایرانی به اتهام حمل و قاچاق مواد مخدر را دارد.



امروز چهارشنبه در دادگاه مرکزی کشور مالزی این دو زن ٬ شهرزاد و ندا به اعدام محکوم شدند.

رسانه‌های محلی مالزی با انتشار این خبر نوشته اند که این دو زن جوان پس از دریافت حکم اعدامشان با گریه دادگاه را ترک کرده اند. ادعای این دو مبنی بر اینکه آنها تنها با خود مواد غذایی همراه داشته اند، رد شده و دادگاه این دو نفر را محکوم به اعدام کرد. شهرزاد متینی منصور و ندا مصطفایی اسامی دو زن محکوم به اعدام است.

. شهرزاد به دلیل حمل ۲ کیلو و ۶۰۰ گرم و ندا به دلیل حمل ۲ کیلو و ۷۰۰ گرم مواد مخدر در ۱۵ دسامبر سال ۲۰۱۰در فرودگاه بین المللی کوالالامپور بازداشت شدند.

در کنگره جهانی علیه اعدام در اسپانیا امسال در مورد وضعیت زندانیان ایرانی در زندانهای مالزی به تفصیل صحبت شد و آنجا گفته شد که بیش از سیصد ایرانی در مالزی به اتهام حمل و قاچاق مواد مخدر زندانی هستند که ۴۰ نفر از آنها به اعدام محکوم شده اند. 

ظاهرا جمهوری اسلامی ایران در مورد سرنوشت این افراد هیچ حساسیتی نشان نداده و فقط روی قاچاقچی های بزرگ عکس العمل نشان داده و آنها را نجات داده است. بسیاری از این محکومین به اعدام در مالزی از خا نواده های کم درآمد هستند که حتی پول پرداخت وکیل را ندارند.

زندگی در زندانهای مالزی و امکانات بسیار کم و فراموش شدن و به فراموشی سپرده شدن یک مشکل جدی زندانیان در مالزی است .


کمیته بین المللی علیه اعدام به حکم اعدام این دو زن جوان بشدت معترض است و از کسانی که امکان ارتباط با خانواده این دو محکوم به اعدام و یا امکان ارتباط با زندانیان در مالزی را دارند میخواهد فورا با ما تماس بگیرند. ما از دولت مالزی میخواهیم فورا این احکام را ملغی کند.

کمیته بین المللی علیه اعدام
دوم اکتبر ۲۰۱٣

اعلام کمپين براي نجات جان شهرزاد و ندا از اعدام در مالزي





جمهوري اسلامي ايران خود مسبب اين اوضاع است٬ ما از شهروندان ايراني دفاع ميکنيم!

کميته بين المللي عليه اعدام امروز پنج شنبه ٣ ماه اکتبر٬با انتشار يک اطلاعيه مطبوعاتي اعلام کرد که براي نجات دو زن محکوم به اعدام در مالزي يک کمپين اعلام ميکند.

مينا احدي سخنگوي اين کمپين اعلام کرد که امروز يک نامه از طرف اين کميته به سفير دولت مالزي در آلمان ارسال شد و قرار است روزهاي آتي يک گفتگوي تلفني بين مينا احدي و سفير مالزي در آلمان انجام گيرد.

مينا احدي ميگويد: تجربه نشان داده است که اعتراضات بين المللي در مورد دولتهايي مثل مالزي بسيار تاثير گذار است و ما ميتوانيم با يک حرکت اعتراضي بزرگ نه فقط احکام اعدام شهرزاد متيني منصور ٣۱ ساله و ندا مصطفايي ۲۶ ساله را لغو کنيم٬ بلکه ميتوانيم دولت مالزي را براي لغو احکام اعدام ۴۰ نفر ايراني در زندانهاي مالزي تحت فشار بگذاريم.

واقعيت اينست که تعداد زيادي از ايرانيان در زندانهاي مالزي در بدترين شرايط و با نبود کمترين امکانات زيستي و رفاهي و با تحقير و توهين روزمره دست و پنجه نرم ميکنند. هيچکس فرياد رس آنها نيست. اينرا چند زن زنداني در تماس با کميته عليه اعدام به ما گفته اند. اخيرا يکي از اين زنان در تماس با کميته بين المللي عليه اعدام از ما خواسته است که کاري بکنيم. و جمهوري اسلامي ايران که مسبب اين اوضاع است و خود در ايران نيز با زندانيان از اين بدتر رفتار ميکند و روزانه حداقل دو نفر را اعدام ميکند٬ طبعا نه ميخواهد و نه در موقعيتي است که از اين ايرانيان زنداني و يا محکوم به اعدام دفاع کند.

ما از اين زندانيان و اعداميها دفاع ميکنيم و با اعلام اين کمپين ميخواهيم فشار بر دولت مالزي آورده و کمک کنيم جان تعداد زيادي نجات يابد.

۱۰ اکتبر روز جهاني عليه اعدام در راه است. از همه ايرانيان در سراسر جهان دعوت ميکنيم با ارسال نامه به سفراي دولت مالزي و يا به دولت مالزي و با ترتيب دادن پيکت و ميتينگ عليه حکم اعدام ندا و شهرزاد و رساندن صداي اعتراض خود به گوش رسانه هاي بين المللي کمک کنند جان اين دو زن را نجات دهيم.

کميته بين المللي عليه اعدام

٣ اکتبر ۲۰۱٣

Mina Ahadi

0049 (0) 1775692413

minnaahadi@gmail.com

minaahadi-iran.blogspot.co.uk

stopstonningnow.com

notonemoreexecution.org

حلال وحرام از دیدگاه اسلامی

تعصب تعصب تعصب و باز هم تعصب کی دست از سر ما انسانها بر می داری؟


آدم چقدر باید بی شرف و بی وجدان باشه که رویه دختر خودش اسید بپاشه 

تهمینه یوسفی دختر جوانی به نام مورد اسید پاشی توسط پدرش و بردارش قرار گرفت.

خواهر بزرگ تهمینه که خود نیز چند سال پیش به ضرب چاقوی پدرش زمانی را در بیمارستان سپری کرده بود گفت: خواهرم تازه با پسری جوان عقد کرده بود و در دوره نامزدی متوجه شد که شوهرش اعتیاد به مواد مخدر دارد.

خواهرم که از این موضع بسیار آزرده خاطر شده بود قصد جدا شدن از شوهرش را داشت که پدر و مادرم با کار او مخالفت شدیدی کردند، چند روزی زندگی خواهرم با پدرم با جر و بحث گذشت و پدرم از آن جایی که می‌دانست خواهرم بسیار روی جهیزه‌اش حساس است اقدام به فروش لوازم جهیزه‌اش کرد تا این که 2 خرداد ماه ساعت 13 وقتی خواهرم به خانه آمد متوجه شد که فرش جهیزه اش را پدرم برده و فروخته است.

جر و بحث خواهرم با پدرم بالا گرفت تا جایی که مادرم برای حل مشکل به برادر کوچکم که متولد 1369 است تماس گرفت برادرم بدو ورود به خانه خواهرم را مورد ضرب و شتم قرار داد و سپس پدرم به برادرم گفت: صورتش را بگیر تا اسیدی را که از قبل آماده کرده ام بیاورم در این لحظه بود که من از خانه فرار کردم چرا که می ترسیدم بلایی نیز سر من بیاورند.

در این میان قربانی اسید پاشی درباره روز حادثه و ماجرای بعد از فرار خواهرش از خانه گفت: ابتدا خواستم فرار کنم ولی برادرم درب خانه را پس از خروج خواهرم قفل کرد و صورتم را محکم در دستانش گرفت و پدرم نیز اسید را روی صورت و بدنم ریخت سپس یک طناب دور گردنم حلقه کردند و پدرم از یک طرف و برادرم از طرف دیگر آن را کشیدند تا از فشار خفگی و ضرب و شتم بی هوش شدم.

قربانی اسید پاشی ادامه داد: چند ساعت بعد که به هوش آمدم از شدت سوختگی بلافاصله وارد حمام شدم و سپس در حالی که پدرم قصد کشتن من را داشت با التماس های مکرر من از اقدامش صرف نظر کرد و مادرم به برادر بزرگترم تماس گرفت تا من را به بیمارستان برساند.

تهمینه یوسفی در خصوص درمانش گفت: تا حال حاضر هیچ کمکی از سوی پدرم دریافت نکردم و مخارج چهار عمل پوستم را با فروش طلاهایم تامین کردم و تنها دغدغه ام بعد از بین رفتن کامل زیبایی صورتم و عمل ها میلیونی آینده ام و نداشتن سرمایه کافی این است که بعد از مرخصی با خواهرم کجا بروم، در چه خانه ای زندگی کنم چرا که اگر به خانه پدرم بازگردم به طور حتم کشته خواهم شد
.............................
لطفا به اشتراک بگذارید و اطلاع رسانی کنید
كساني كه قصد كمك و حمايت‌هاي مالي دارند مي‌توانند كمك‌هاي مالي‌شان را به شماره كارت 6037991104508423 و شماره حساب 0105970415001 به نام تهمينه يوسفي در بانك ملي واريز كنند.
.

محرومیت زینب جلالیان از امکانات درمانی, وی در آستانه نابینایی قرار دارد



زینب جلالیان زندانی سیاسی بندزنان زندان دیزل‌آباد با وجود مشکلات شدید جسمی از امکانات درمانی یا مرخصی استعلاجی محروم است و در آستانه نابینایی قرار دارد.

این زندانی سیاسی از مدت‌ها پیش از مشکلات بینایی شدید رنج می‌برد و بتازگی دیگر قادر به دیدن نیست.

یکی از بستگان این زندانی سیاسی به گزارشگر هرانا گفت: "روز چهارشنبه خانواده به ملاقات زینب رفتند ولی مسئولین وی را برای ملاقات نیاوردند و موفق به دیدار وی نشدند. برادرش قبل‌تر از قاضی اجازه ملاقات گرفته بود و با این حال زندان اجازه ملاقات به ما ندادند. زینب علاوه بر مشکلات روده از دو سال پیش از ناراحتی شدید بینایی رنج می‌برد. مسئولین آنقدر رسیدگی نکردند که دیگر جایی را نمی‌بیند. نه خودشان درمان می‌کنند و نه می‌دهند ما ببریم مداوایش کنیم. گذاشتند تا کور شود."

زینب جلالیان در سال ۸۶ از سوی مأموران اداره اطلاعات کرمانشاه دستگیر شد و در دادگاه انقلاب ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم شد.

این زندانی سیاسی در سالهای گذشته به شدت تحت فشار قرار داشته است و بار‌ها در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده است.

گفتنی است، پیش‌تر در گزارشاتی که در خبرگزاری‌های مختلف منتشر شده بود، علت مشکلات بینایی زینب جلالیان ایراد ضربه به سر وی در هنگام بازجویی عنوان شده است.

هرانا

تایید حکم همسر عبدالفتاح سلطانی در دادگاه تجدیدنظر



حکم ۱ سال حبس تعلیقی و ۵ سال ممنوعیت خروج معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی در دادگاه تجدیدنظر به تایید رسید.

محکومیت یک سال حبس تعلیقی و ۵ سال ممنوعیت خروج از کشور برای معصومه دهقان معلم بازنشسته و همسر عبدالفتاح سلطانی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان به تایید رسید.

دختر عبدالفتاح سلطانی در این باره به گزارشگر هرانا گفت: "این حکم قبلا در دادگاه بدوی صادر شده بود و چند ماه پیش در دادگاه تجدیدنظر به تایید رسید. منتهی چون وکلا دیر به دادگاه مراجعه کردند ما به تازگی متوجه تایید حکم شدیم."

وی در خصوص اتهامات مادرش گفت: اتهام مادرم تحصیل مال نامشروع از طریق دریافت جایزه حقوق بشری شهر نورنبرگ بود. این اتهام با اتهامی که به پدرم وارد شده بود و بخاطر آن دوسال حبس گرفت مشترک بود. مسئولین اتهام تحصیل مال نامشروع را بدلیل سفرمادرم به آلمان و گرفتن جایزه حقوق بشری نورنبرگ به نیابت از پدرم به وی وارد کردند.

وی در ادامه گفت: "مادرم پس از بازگشت از آلمان و قبل از بازداشت پدرم به این اتهام بازداشت شد و ۶ روز را در سلول انفرادی گذراند. در ‌‌نهایت حکم دادگاه بدوی ۱ سال حبس تعزیری بود که به مدت ۵ سال به تعلیق در می‌آمد. همچنین در این حکم مادرم به مدت ۵ سال ممنوع خروج از کشور محکوم شد."

عبدالفتاح سلطانی وکیل پایه یک دادگستری، فعال سر‌شناس حقوق بشر و زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین آخرین بار در ۱۹ شهریور ماه سال ۹۰ به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشکیل جمعیت غیرقانونی، اجتماع و تبانی علیه نظام و تحصیل مال نامشروع از طریق دریافت جایزه حقوق بشذی نورنبرگ، ابتدا از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۸ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان برازجان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۱۳ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان برازجان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت تبدیل شد.

هرانا