۱۳۹۲ آذر ۲۵, دوشنبه

کاش ایران بخشی از جنوب لبنان بود!

زمستان سرد از راه رسید و بسیاری از کودکان ایران، سرپناهی ندارند، کاش ایران بخشی از جنوب لبنان بود!

۱۳۹۲ آذر ۲۳, شنبه

چرا که ایستاده خواهیم مُرد


هر روز زخمهای دل‌ خود را با امید و تلاش پانسمان می‌کنیم،
سربازیم در صفحهٔ شطرنج که روزی شاه راه مات می‌کنیم،
باکمان نیست مردن 
چرا که ایستاده خواهیم مُرد

و اگر بگذارند افتاب برای همه می تابد

و اگر بگذارند
افتاب برای همه می تابد
گندم برای گرسنگان
از زمین در کف واسمانی برای همه
تا عشق را قانونی اینگونه تلخ و زیبنده نبینیم.

"مکتوب"

همدم شیخ شهر!




یکی با شیخ شهر بود یار جانی
ز ایام کهن وز نو جوانی
نه خود بود مرد بازار و سیاست
نه شیخ بود شیخ و پیشه روضه خوانی
جوان بودند و او چشمش به مادر
که نانی تهیه و بنهد به خوانی
رفیقش طرح کات از بهر حوزه
همیشه نان برایش لن ترانی
مگر روزی که او را بنده ای خاص
به خدمت گیرد و او را تکانی
کند آماده اش علم فقاهت
بیاموزد ز احکامش نشانی
کنون سیّاس این، آن هادی خلق
به ملکی غرقه در جهل و ندانی
کشید دست بر شکم سیاس و با شیخ
بگفت شوخی کنان گویم فلانی
عجب گرزی زدم بر بخت و شانست
که پر رونق گشود بهرت دکانی
بهشتت در گشودم در عوض تو
به من فردوس و جنت، حوریانی
عمود شق القمر کون تو معجز
نگارش بس مهییج داستانی
که تاریخ بشر کم داردی یاد
در این دوران و عهد باستانی
کنون خلقی عمود در دست و چون تو
هزاران در پی باغ جنانی
در این بین امتی سگ دو زنانند
ز ما غافل پی یک لقمه نانی
فساد من و تو گردیده فرهنگ
نه فکر چاره کس نی کس توانی
من و تو تا ابد در عیش و نوشیم
ربائیم هر کسی را مال و جانی
***