۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه

طالبانیسم آفریقایی، “بوکو حرام”؛دختران را به بردگی می فروشیم


گروه بنیادگرای اسلامی ” بوکو حرام” در شمال شرق نیجریه  با دزدیدن بیش از ۲۰۰ دختر از یک مدرسه شبانه روزی که با یک حمله مسلحانه صورت گرفت، به شهرت جهانی رسید. از آن پس افکار عمومی جهان پی برد که در این کشور آفریقایی گروه اسلام گرایی مسلحی وجود دارد که می خواهد با قوانین دوره پیامبر اسلام و شریعت ۱۵۰۰ سال قبل بر این منطقه از جهان حکم براند. 
آدم‌ربایی بوکو حرام به اعتراضاتی مردمی در نیجریه (در تصویر) انجامیده و محکومیتی بین‌المللی را همراه داشته است
اعتراض مردم نیجریه به ربودن بیش از ۲۰۰ دختر دانش آموز توسط گروه اسلام گرای” بوکو حرام
رهبر این گروه بنیاد گرا ” ابوبکر شکائو” به صراحت اعلام می دارد که جای زنان و دختران تنها خانه است و بزرگترین کار آنان زاییدن فرزند است نه بیشتر. از این رو او و گروهی که از وی پیروی می کند معتقدند دختران نباید به جای بچه داری و فرزند آوری به مدرسه بروند.
گروه بوکو حرام پس از دزدیدن دختران از یک مدرسه شبانه روزی آنان را سوار بر یک کامیون به مناطق تحت کنترل خودش برده اند. رهبر این گروه  در یک پیام ویدئویی که از سوی خبرگزاری فرانسه نیز منتشر شده ، به مردم نیجریه گفته است  من دختران شما دزدیدم چرا که  خداوند به من امر کرد باید آنان را از رفتن به مدرسه و تحصیل بازدارم . من دختران شما را در بازار مردان به فروش خواهم رساند.
گروه بوکو حرام که در انواع جرایم از جمله قتل، دزدی، ایجاد حکومت محلی و  بمب گذارهای مرگبار دست دارد، دولت مرکزی کشور نیجریه را نیز ناتوان کرده است. هنوز پس از سه هفته از دزدیدن دختران مدرسه ، آن ها مرتکب گروگان گیری تازه تری شده اند و این بار نیز چندین دختر نیجریه ای را به سرقت برده  و در مناقطق محلی خودپنهان کرده اند. این حوادث که سبب شرمساری دولت مرکزی را بخاطر پیدا نکردن دختران به همراه داشته اندک اندک در حال د تبدیل شدن به یک معضل ملیدر این کشور است و همین موضوع  سبب شده است تا  مردم نیجریه  در مقابل حکومتشان قرار گیرند. دولت مرکزی نیجریه عملا ابراز عجز کرده و گفته است طی این مدت نتوانسته دختران ربوده شده پیدا کند.
آخرین تحولات
ناگفته پیداست است که قضیه دزدیدن دختران و مسئله فروش آنان به عنوان برده انسانی و جنسی تنها یک مسئله ملی برای نیجریایی ها  نیست. این آدم ربایی شرمساریی است برای بشریت قرن بیست و یکم که می خواهد همه ی قیود بنده گی در در ابعاد خرد و کلان جنسی و انسانی نابود سازد.
آخرین خبر در باره  گروه بوکوحرام  که  عملکرد آن ها یاد آورد حکومت طالبان افغانسان در ده نود میلادی است، این که دولت امریکا اعلام کرده است در یافتن دختران ربوده شده به دولت نیجریه کمک خواهد کرد. باراک اوباما رییس جمهور آفریقایی تبار امریکا پس شنیدن خبر ربودن دختران نیجریه ای و ناتوانی دولت کشور آفریقا در یافتن دزدان و سرکوب آنان آعلام کرد” «ما برای کمک به آزادی آنها همه کار انجام می‌دهیم». او افزود: این آدم‌ربایی شاید جامعه جهانی را به جنبش درآورد تا بالاخره علیه این گروه دهشتناک، که آماده است جنایتی چنین هولناک انجام دهد، کاری بکند.»
در پی خبر کمک امریکا برای یافتن دختران ربوده شده خبرگزاری رویترز، به نقل از گودلاک جاناتان، رئیس‌جمهوری نیجریه اغلام کرد که کشورش  از پیشنهاد کمک آمریکا به تلاش‌های نیروهای دولتی آن کشور برای یافتن دختران استقبال کرده است.
از سوی دیگر دولت بریتانیا نیز از ارسال نیروی کمک برای حل گروگانگیری دختران دانش آموز ربوده نیجریی  خبر داده و در همین حال سازمان ملل متحد  نیز “گفته است اگر بوکو حرام، دختران را -بنا به تهدید خود- بفروشد، برای همیشه مسئول خواهد بود تا تحت تعیقب دادگاه جنایت جنگی قرار گیرد، حتی اگر دهه‌ها از آن بگذرد.”

کشف جسد نویسنده ایرانی پرفروش ترین رمان سال ۲۰۰۵ در جهان


کشف جسد نویسنده ایرانی پرفروش ترین رمان جهان

تدبیر : جسد “مارشا مهران” نویسنده ایرانی که چندین سال پیش به ایرلند مهاجرت کرده بود و یکی از کتاب هایش به پرفروش ترین رمان‌های جهان در سال ۲۰۰۵ میلادی تبدیل شد در خانه اش در روستایی در شهرستان “کانتی مایو” در شمال غرب ایرلند یافت شده است.
به گزارش “تدبیر”، روزنامه “نیویورک تایمز” با انتشار این خبر افزوده است:”این نویسنده ایرانی در زمان مرگ ۳۶ سال داشت. پلیس اظهار داشته که در حال انجام آزمایش های سم شناسی است و هیچ نشانه ای از مشکوک بودن مرگ او یافت نشده است.” روزنامه “نیویورک تایمز” درباره این نویسنده ایرانی نوشته است:”اولین رمان او تحت عنوان “سوپ انار” داستان سه خواهر بود که در جریان انقلاب ایران از آن کشور خارج شده و در نهایت کافی نتی ایرانی را در شهری کوچک در ایرلند افتتاح کردند. این کتاب در کشورهای مختلف جهان تحت عنوان “شکلات ایرانیان” شناخته شد که اشاره ای بود به رمان “خوان هریس” که در سال ۱۹۹۹ میلادی نوشته شده بود و از آن فیلمی نیز ساخته شده بود. آن فیلم روایت مادر جوان مجردی بود که در روستایی در کشور فرانسه زندگی می کرد و فروشگاه شکلاتی را افتتاح کرده بود.”
خانم مهران پیش تر درباره این رمان اظهار داشته بود که هدفش نشان دادن احساس ایرانیان به دیگر ملیت ها بوده است. این کتاب توسط انتشارات “رندوم هاوس” منتشر شد و به بیش از ده زبان زنده دنیا ترجمه شد و در بیش از ۲۰ کشور منتشر شد. این کتاب در سال ۲۰۰۵ میلادی در ردیف پرفروش ترین رمان های جهان قرار گرفت.
“مارشا مهران” نویسنده این رمان پرآوازه، در واقع یک ایرانی الاصل و متولد تهران است که در آرژانتین بزرگ شده است و ظاهرا ایده ایجاد یک رستوران ایرانی در داستان مهران برگرفته از تلاش های خانواده او در دوران اقامت در این کشور است که به کمک هم رستورانی ایرانی در کشور آرژانتین ایجاد کردند. او هم اکنون با همسر ایرلندی اش در غرب ایرلند زندگی می کرد. او پیش تر در مصاحبه ای اظهار داشت که عاشق آشپزی است و از میان غذاهای ایرانی “قیمه” را به هر غذای دیگری ترجیح می دهد.

نامه مائده سلطانی، دختر عبدالفتاح سلطانی به حسن روحانی : آقای رئیس جمهور به وعده‌هایتان متعهد باشید

مرکز حامیان حقوق بشر- مائده سلطانی، دختر عیدالفتاح سلطانی وکیل حقوق بشری زندانی، در نامه‌ای خطاب به حسن روحانی ریاست جمهوری ایران با شرح واقعه‌ای که روز 28 فروردین در بند 350 رخ داده بود، گفته است که با توجه به اینکه ماموران حمله کننده به زندانیان این بند، از زیرمجموعه دولت یعنی وزارت اطلاعات بوده اند، و باوجود شکایت‌ها و گزارش‌های مکرر خانواده‌های این زندانیان، تاکنون هیچ پی‌گیری از سوی دولت برای رسیدگی به این شکایات صورت نگرفته و علاوه برآن افرادی همچون مادر او به شیوه‌های مختلف از سوی ماموران این وزارتخانه تهدید شده‌اند.
متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:
جناب آقای روحانی ریاست محترم جمهوری ایران،
پدر من عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری ومدافع حقوق بشر قبل از انتخاب شما به عنوان ریاست جمهوری به دلیل دفاع از حقوق متهمان سیاسی و عقیدتی و پایبندی بر سوگند وکالت خود در راه احقاق حق و اقدام برای راستی و درستی دستگیر ودر شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی غیرمستقل و گوش‌به‌فرمان وزارت اطلاعات به 18 سال حبس در تبعید محکوم شد. این مدت محکومیت وی در یکی از شعب دادگاه تجدید نظر که دست کمی از شعبه بدوی نداشت به 13 سال حبس تقلیل یافت. چند ماه قبل از دستگیری پدرم، مادرم را که سالها در کسوت معلمی به آموزش فرزندان این مرز و بوم می‌پرداخت به جرم اینکه همسر وکیلی باشرف و با وجدان است بازداشت و بعد از سالی او را به یک سال حبس تعلیقی محکوم کردند.
وعده‌های انتخاباتی شما در رابطه با رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی را که شنیدم گمان می‌کردم به واقع برنامه‌ای برای باز کردن درهای زندان‌های جمهوری اسلامی دارید! حال نزدیک به یک سال است که شما رئیس جمهوری ایران شده‌اید با آن شعارها و وعده‌های هیجان‌انگیزتان که تلاش برای باز کردن در زندان‌ها و رهایی زندانیان سیاسی و عقیدتی را نوید می‌داد، زندانیانی که به جرم انتقاد و اعتراض به وضع موجود به سالها حبس طولانی ناعادلانه محکوم شده‌اند. در این یک سال دوران ریاست جمهوری شما نیز بر پدران و مادران ما آن رفت که در دوره‌های قبل می‌رفت.
قطعآ اطلاع دارید در روز 28 فروردین عده‌ای از مأموران تحت امر یکی از وزارتخانه‌های شما یعنی وزارت اطلاعات به همراهی تعدادی ازمأمورین اطلاعات سپاه و مأموران زندان اوین با هجوم به بند 350 زندان اوین به بهانه بازرسی بند، زندانیان را مورد ضرب و جرح قرار دادند و با عبور دادن آنها از تونل ماموران باتوم‌به‌دست، 30 نفر از آنان را به سلولهای انفرادی منتقل کردند.
همه 30 نفر را با توهین و به گمان خود به وضع تحقیرآمیزی سر تراشیده و به سلول‌های انفرادی منتقل کردند. در میان این زندانیانی که به سلول‌های انفرادی منتقل شدند بیشترشان آسیب‌های جدی از شکستگی دنده و جمجمه تا انگشت پا داشتند.
جناب روحانی ریاست جمهوری ایران،
خانواده من بعد از اتفاقات اخیر در زندان اوین به همراه دیگر خانواده های زندانیان آسیب دیده مراجعات مکرر به دستگاه قضایی داشتند. آنان تاکنون به همه نهادهای مسئول از مشاهدات خود در اتاق ملاقات اوین که عزیزانشان را مجروح و دست و پا بسته آوردند، نامه و شکوائیه نوشته‌اند. در ابتدا ریاست سازمان زندانها، نماینده دادستان و وزیر دادگستری شما، منکر حمله نیروهای امنیتی به بند شدند و در نهایت نیز فیلم کمدی پخش شده در صدا و سیما با ادعاهای دروغ و کذب رییس بی‌کفایت و برکنارشده‌ی سازمان زندان‌ها آقای اسماعیلی نمک روی زخم آن ها پاشید.
متن همه این نامه‌ها در سازمان‌های ذکر شده همچنان موجود است و از آنجا که هیچ‌کس تا به امروز خود را مسئول پاسخگویی ندانسته و از آنجا که طبق قانون اساسی رئیس جمهوری در رأس قوه مجریه، مسئولیت نظارت بر اجرای قانون را دارد، بر آن شدم که این نامه را خطاب به شما بنویسم تا صدای پدرم، مادرم، برادرانم و خواهرم باشم، برای آنچه در آن پنج شنبه سیاه در بند 350 اوین اتفاق افتاد.
پدر من عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر نیزدر بین زندانیانی بود که با خشونت و توهین، موهای سرش تراشیده شده و به سلول انفرادی منتقل شد. مادرم با شنیدن خبر این وحشی‌گری مأموران، وحشت سراپای وجودش را گرفته و برای دادخواهی و جلوگیری از ادامه این روند بر ضد زندانیان به همراه سایر همسران، مادران و خواهران زندانیان به مقامات و مراجع قانونی ایران از قبیل دادستانی، رئیس قوه قضائیه و البته ریاست جمهوری مراجعه کرده و خواهان پیگیری وضعیت زندانیان و آسیب‌دیدگان این واقعه بودند.
اما می دانید نتیجه این دادخواهی چه شد؟! مادرم از طرف مأموران یکی از وزارتخانه‌های تحت امر شما یعنی وزارت اطلاعات تهدید می‌شود که در صورت ادامه پیگیری حکم تعلیقی او به اجرا گذاشته می‌شود. آیا این بود وعده‌هایی که شما در جریان مبارزات انتخاباتی خود می‌دادید؟ خانواده‌های زندانیان سیاسی بند 350 در مراجعه به دفتر ریاست جمهوری یکی از خواسته‌های به حقی که از شما داشتند، این بود که هر چه سریع‌تر تیمی بی‌طرف تشکیل دهید که تا قبل از محو شدن آثار جراحت‌های ناشی از این حمله، با زندانیان آسیب‌دیده در انفرادی دیدار داشته باشند.
اما پاسخ این خواسته خانواده‌ها چه بود؟
گروهی که تعیین کرده‌اید هنوز با هیچ یک از آسیب‌دیدگان حمله اخیر به بند 350 اوین و انفرادی‌رفتگان هیچ ملاقات و مصاحبه‌ای نکرده‌اند.
جناب روحانی ریاست جمهوری ایران،
شما به عنوان ریاست جمهوری و مسئول اجرای قانون اساسی که اتفاقآ حقوق‌خوانده نیز هستید، قطعآ می‌دانید که طبق اصل 39 قانون اساسی هتک حرمت و حیثیت زندانیان ممنوع و مرتکب مستوجب مجازات است؟ هنوز دیر نشده و با وجود گذشت بیش از 20 روز از ضرب و جرح زندانیان، آثار جراحات واردشده روی بدن تعدادی از آنان مشهود است، از شما در خواست می کنم جهت روشن شدن حقیقت گروهی بی‌طرف را مأمور تهیه این گزارش کنید تا با زندانیان ملاقات کرده و بتوانند آثار ضرب و جرح را مشاهده و حقایق را به شما منتقل کنند.
جناب حسن روحانی ریاست جمهوری محترم ایران،
تا دیر نشده حداقل در این واقعه خود را مصر به پاسداری از قانون اساسی و متعهد به وعده‌های خود بنمایانید.
- مائده سلطانی دختر عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری زندانی سیاسی

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه

آخوند مکارم شیرازی : لباس نباید تنگ، رنگ رویش رفته و پاره و حروف لاتین داشته باشد


مکارم‌شیرازی گفت: متاسفانه ما تهاجم فرهنگی غربی‌ها را پذیرفته‌ایم، چرا جوان باید به پاره بودن لباسش افتخار کند، چرا باید زنان و دختران لباس تنگ و چسبان بپوشند و به آن افتخار کنند؟!
به گزارش ایسنا، این مرجع تقلید در آغاز درس خارج فقه خود، در مسجد اعظم قم با تاکید بر این‌که «فرهنگ پوشش جامعه باید اصلاح شود»، به پوشش برخی جوانان اشاره کرد و گفت: متاسفانه غلبه فرهنگ غرب بر لباس پوشیدن جوانان هم سایه انداخته، چرا باید جوان مسلمان لباسی را بپوشد که فرهنگ غرب را تداعی می‌کند.
وی ادامه داد: برخی جوانان با پوشیدن لباس‌های تنگ نمی‌توانند به راحتی بنشینند یا برخیزند، این نوع لباس، در واقع لباس نیست، بلکه زندان است؛ این‌ها همه سوغات غرب است که باید اصلاح شود.
این آخوند با اشاره به این‌که «لباس نباید رنگ رویش رفته و پاره و حروف لاتین داشته باشد» اظهار کرد: جوان‌ها بی‌گناه هستند، این مسائل تحمیل فرهنگ غرب بر جوانان است.
مکارم شیرازی با بیان این‌که «چه کسی گفته پوشیدن لباس آستین کوتاه که تا بالای کتف رفته، نشانه شخصیت است؟» تصریح کرد: این وضعیت موجب ناراحتی است و باید جوانان را نجات داد.
مکارم شیرازی به خانواده و والدین توصیه کرد که بر نحوه لباس پوشیدن و مسائل نوجوانان و جوانان نظارت بیشتری داشته باشند.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۳, شنبه

تخلف قاضی ریحانه جباری نوشته نیوشا صارمی



در این پست می توانید نظر حقوقدانان را در رابطه با اظهار نظر قاضی پرونده ریحانه مطالعه نمایید: 
نام ریحانه جباری این روزها بسیار برده می‌شود؛ دختر جوانی که با سپری کردن ۷ سال در زندان به اتهام قتل یک مرد متاهل، اکنون در آستانه اعدام است و فاصله چندانی با چوبه دار ندارد. تلاش‌های بسیاری از سوی هنرمندان و فعالان مدنی برای نجات ریحانه و کسب رضایت از خانواده مقتول صورت گرفته که تاکنون نتیجه نداده است. ریحانه و وکلایش می‌گویند که قتل مرتضی سربندی، پزشک و کارمند سابق وزارت اطلاعات به دلیل دفاع از خود در مقابل تجاوز بوده است؛ اصطلاحی که در قانون تحت عنوان دفاع مشروع مطرح است اما این ادعا توسط مراجع قضایی در تمام مراحل بررسی رد و ریحانه به اعدام محکوم شده است.

به تازگی قاضی صادر کننده حکم اعدام برای ریحانه که اکنون بازنشسته شده، در مصاحبه‌ای جنجالی مواردی را نسبت به ریحانه عنوان کرده که باعث تعجب و اعتراض خانواده متهم و وکیل سابقش شده و در فضای مجازی هم مخالفت‌هایی برانگیخته است. قاضی حسن تردست در مصاحبه با روزنامه قانون، به مسائلی شخصی زندگی ریحانه اشاره و در مورد مسایل اخلاقی و رفتاری او که به نظر نمی‌رسد ربطی به پرونده داشته باشد، قضاوت و نتیجه‌گیری کرده است. برای اطلاع از درستی یا نادرستی اقدام قاضی پرونده، نظر دو وکیل دادگستری و حقوقدان را جویا شده‌ایم.

کیانوش رزاقی، وکیل دادگستری در گفت‌وگو با "روز" عنوان می‌کند که "واكنش دستگاه قضایی آن هم از زبان قاضی پرونده برای من به عنوان یك حقوقدان، قابل فهم نیست."

او توضیح می‌دهد: "قاضی تحت هیچ شرایطی حق ندارد بر خلاف وجدان قضایی خود اسرار پرونده، به ویژه در مورد مسائل خلاف عفت عمومی را علنی كند. این درست كه تصویری كه عده‌ای از این ماجرا ساخته بودند غیرواقعی بود اما واكنش به این فضای غیر واقعی، كار خانواده مقتول و وكیل ایشان بود نه یك قاضی."

به اعتقاد این حقوقدان مصاحبه قاضی پرونده و " تایید برخی رفتارهای غیراخلاقی مقتول توسط قاضی، نمك تازه ای به زخم اولیای دم پاشید و در واقع امید برای بخشش را باز هم کم كرد. یعنی دستگاه جمهوری اسلامی عملاً به یك طرف دعوا تبدیل شد و هر دو طرف فقط در عمل شانس زنده ماندن ریحانه را كم كردند تا از خود در برابر اتهامات طرف دیگر دفاع كنند!"

به اعتقاد کیانوش رزاقی، باید به تفاوت كار حقوق بشری با كار سیاسی توجه داشت؛ در كار سیاسی سركوب رقیب به هر قیمت و با هر وسیله ای اهمیت دارد اما در كار حقوق بشری نجات یك جان به هر طریق ممكن. او اضافه می‌کند: "به نظرم موضوع پرونده خانم جباری نمونه ای بارز از خلط این دو موضوع در فضای حقوق بشری ایرانیان است. یك فعال حقوق بشر باید دقیقاً بررسی نماید و ببیند كدام راه بیشتر احتمال دارد كه به حفظ جان ریحانه ختم شود. در این پرونده طرح اتهاماتی غیرقابل اثبات نسبت به مقتول، كاملاً به ضرر ریحانه تمام شد. واكنش خانواده مقتول به این اتهامات اثر طبیعی این كار بود و متاسفانه امیدها برای بخشش ریحانه را كمتر كرد."

همچنین عبدالله سمامی، وکیل پایه یک دادگستری به روز می‌گوید: "چه قبل از تصمیم‌گیری وچه بعد از آن، قاضی هیچ‌گونه حقی در افشای محتویات داخل پرونده ندارد. بعد از قطعی شدن حکم وکلای طرفین یا خود طرفین این حق را دارند ولی قانون این اجازه را به قاضی نمی‌دهد. چرا که قاضی امین پرونده است و به هیچ عنوان حق چنین کاری را ندارد."

به طور مشخص‌تر از این حقوقدان درباره امکان افشای جزئیاتی در خصوص زندگی شخصی و خانوادگی متهم می‌پرسم که پاسخ می‌دهد: "وقتی که قاضی مجاز نیست جزئیات و اطلاعات پرونده حقوقی را در اختیار رسانه‌ها قرار بدهد مطمئنا مسائل خانوادگی یا امور شخصی را هم نمی‌تواند بازگو کند. قاضی به هیچ وجه نباید اسرار طرفین را فاش کند."

اما قاضی این پرونده اکنون بازنشسته است، ولی طبق نظر سمامی بازنشستگی او نیز تفاوتی در اجازه داشتن برای افشای این اطلاعات نمی‌کند.

این وکیل دادگستری در توضیح تبعات چنین اقدامی می‌گوید: "اتفاقاتی که می تواند بیفتد و پرونده به صورت اخلاقی مختومه شود تحت تاثیر قرار بگیرید.در این موارد و حتی در پرونده‌های کم اهمیت‌تر، نباید اسرار پرونده و جزئیات آن از سوی قاضی فاش شود. از آثاراین کار می تواند این باشد که مانع توافق طرفین شود. قاضی امین پرونده است؛ ممکن است بسیاری از اطلاعات جزئی اشخاص و خانواده‌ها در داخل پرونده مطرح شده باشد و هرگز قاضی حق ندارد این مسائل را طرح و افشا بکند."

به گفته او، رعایت نهایت احتیاط در پرونده‌هایی که با جان افراد سر و کار دارد، الزامی است تا اظهارنظرهای این چنینی، بر تصمیم‌گیری و تلاش طرفین پرونده تاثیر نگذارد.



مصاحبه جنجالی قاضی و پاسخ مادر ریحانه

حسن تردست، قاضی‌ای که حکم قصاص ریحانه را صادر کرده و اکنون در دوران بازنشستگی است، در مصاحبه اخیر خود گفته: "اگر خانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای سیاسی‌منش خود(که با خوراک این‌گونه پرونده‌ها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی برای خود فراهم کرده‌اند)، ازخود صداقت نشان می‌داد و می‌گفت که در شرایط روحی وروانی سخت دچار اشتباه شده واز کرده خود اعلام پشیمانی وطلب بخشش می‌کرد، مانند خیلی از پرونده‌ها می‌توانست رضایت اولیای دم را که دارای تمکن مالی هستند بگیرد."

او همچنین این دختر جوان را به واسطه همراه داشتن چاقو، در ردیف افراد لاابالی و بی‌بند و بار قرار داده است. قاضی همچنین عنوان کرده که ریحانه به "سرویس دادن" اعتقاد داشت و منظور از این اصطلاح را "ایجاد روابط نامشروع ودر اختیار قراردادن خود" دانسته است. افشای برخی از پیامک‌های متهم و نسبت دادن مشکلات حاد خانوادگی به او از دیگر موارد طرح شده در این مصاحبه است. همچنین در بخشی از این مصاحبه در مورد کشته شدن مقتول سر سجاده آمده است: "صرف‌نظرازعمل غیرشرعی واخلاقی مقتول، با توجه به زاویه داشتن روحی وروانی این‌گونه افراد بی‌اعتقاد نسبت به مذهب ونماد آن نماز، به‌نظرم نماز خواندن وی دراین شرایط که اورا به‌ظاهر مذهبی نشان می‌دهد برنفرت متهمه افزوده است وامید خدمات گرفتن از این مرد مذهبی(باضعف ایمان ومقهور شیطان) به باد می‌رود. چون قبل از ورود به خانه این حس وذهنیت وجود نداشته، به‌طوری که در مسیر خانه، مقتول کاندوم می‌خرد ودرداخل منزل جلوی چشمان ریحانه خانم روی میز می‌گذاردوبرای وی ناآشنا نبوده است."

مادر ریحانه اما در مصاحبه‌ای که با روزنامه اعتماد داشته بسیاری از موارد مطرح شده توسط قاضی تردست را تکذیب کرده است. از جمله اینکه آنها زندگی خانوادگی عادی و بدون تنشی داشته‌اند و رابطه مقتول با دخترش، کاملا یک طرفه بوده و فقط سربندی به ریحانه زنگ می‌زد. او همچنین درباره پیامک‌های مورد اشاره قاضی گفته است: "ریحانه و آقای سریندی چهار پیامک رد و بدل کردند. اولی درباره روز ۷/۷/۲۰۰۷ بود که این اتفاق افتاد. که ریحانه با علامت سئوال جوابش را داد. در دومی ریحانه می‌پرسد پس منتظر باشم آقای دکتر ؟ و پیامکی هم سربندی می‌فرستد که من نزدیک شرکت هستم. فقط همین."

شعله پاک‌روان همچنین بار دیگر روایت ریحانه از چگونی وقوع این حادثه را تایید کرده و گفته است: "ریحانه باید من را قانع می‌کرد تا من از او دفاع کنم. من صدها بار ریحانه را بازجویی کردم و فقط کتکش نزدم. بارها به او فشار روحی آوردم که بگو. اما من را قانع کرد. او دروغ نمی‌گوید و این حادثه به همین شکل اتفاق افتاده است."

۱۳۹۳ فروردین ۲۴, یکشنبه

اولین کافی شاپ زنان٬ پروژه دیگر تبلیغات اسلامی


خبرگزاری مهر خبر می دهد که اولین کافه کتاب زنان در تهران آغاز به کار کرد. این خبرگزاری می گوید: «کافی شاپ زنان به مناسبت میلاد حضرت زهرا افتتاح شده است.» و ادامه می دهد: «فضای امن و آرام و اجتماعی و شاد برای نشست‌های دختران و همچنین تهیه غذای اسلامی از جمله مزیت‌های این کافه است.»
خوب حالا برویم سراغ اینکه در این کافی شاپ چه می کنند و چه ارائه میدهند. در وهله اول اینکه در این مکان زنان و مردان از هم جدا می شوند. و در تابلوی جلوی درب ورودی در عکسها به وضوح دیده می شود که نوشته شده «ورود آقایان ممنوع». این اقدام خود فرهنگ غیر قابل اعتماد بودن مردان را دامن می زند. و اینکه زنان باید فضای خود را داشته باشند تا در امان بمانند، نوعی اقدام دیگر در راستای به گوشه فرستادن زنان و منزوی کردن آنان است.
مورد بعدی اینکه در منوی این کافی شاپ قهوه، کافه گلاسه، سان شاین، کاپوچینو، نسکافه، هات چاکت، ژله، آیس پک و بستنی و چنین خوردنی و نوشیدنی هایی که در بقیه کافی شاپ ها دیده می شود ارائه نمیشود. چون اینها تهاجم فرهنگی محسوب می شوند. منوی این کافه کتاب شامل شربت گلاب، شربت نعناع، شربت آبلیمو، خاگینه، نان و پنیر و سبزی و موارد مشابه است.
خلاصه اینکه در استیصال جا انداختن فرهنگ اسلامی به جایی رسیده اند که دست آویز نان و پنیر و سبزی هم شده اند.
به علاوه اینکه کتابهای موجود در این کافه کتاب که بعضا روی پیشخوان بخش کتابخانه چیده شده اند، حکایت از کتابهای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارند.
نکته مهم دیگر اینکه در عکسهای منتشره برای اطلاع رسانی چنین کافی شاپی، همه زنان حجاب کامل اسلامی دارند و عمدتا چادر به سر هستند، که در نگاه اول به هیچ عنوان جامعه ایران را تداعی نمیکند. چون این چنین تصویری در ایران، به هیچ عنوان در دل جامعه دیده نمی شود. به هر حال این هم نوعی سبک تبلیغ حجاب و عفاف بشکل مفتضحانه است.
خوب فکر نمیکنم با این اوصاف، این اقدام نیازی به توضیح و موشکافی بیشتری داشته باشد، جز اینکه این اقدام از نظر نسل جوان و بخصوص زنان جوان ایران، طنزی بیش نیست.
با توجه به سرعت گرفتن نسل جوان در اشاعه فرهنگ ضد دینی، ضد حجاب، ضد آپارتاید جنسی، ضد مردسالاری، ضد سنتی و ضد شرقی حتی، این اقدام تحت حاکمیت حکومت اسلامی نوعی مسخره کردن حکومت به دست خودش است.

مندرج در ژورنال پنجشنبه ۲۱ فروردین ۹۳- ۱۰ آوریل ۲۰۱۴

۱۳۹۳ فروردین ۲۳, شنبه

اورمیا آنلاین : نعیمه اشراقی در شبکه اجتماعی “وایبر” نوشت :




همانا ای بانوان…. آیا تا به حال از این زاویه به این مسئله نگاه کرده بودید!؟..اگر شوهرتان ۴ زن داشته باشد کارهای خانه بین ۴ نفر تقسیم می شود و می توانید در اوقات فراقت با یکدیگر حکم ۴ نفره بازی کنید!! کارهای پیامبر بی حکمت نیست ایمان بیاورید..
 

Photo: ‎اورمیا آنلاین : نعیمه اشراقی در شبکه اجتماعی “وایبر” نوشت :

همانا ای بانوان…. آیا تا به حال از این زاویه به این مسئله نگاه کرده بودید!؟..اگر شوهرتان ۴ زن داشته باشد کارهای خانه بین ۴ نفر تقسیم می شود و می توانید در اوقات فراقت با یکدیگر حکم ۴ نفره بازی کنید!! کارهای پیامبر بی حکمت نیست ایمان بیاورید..‎