۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۶, جمعه

زندانی سیاسی دهه ۶۰ برنده جایزه حقوق بشری از ژنو




"مارینا نعمت در دهه شصت شمسی و در ۱۶ سالگی به اتهام‌های سیاسی٬ بازداشت‌ می‌شود و پس از شکنجه و بازجویی در آستانه اعدام قرار می‌گیرد.خانم نعمت اما سپس به اجبار بازجویش٬ به عقد او در آمده و از اعدام نجات پیدا می‌کند. او در نهایت موفق می‌شود در سال ۱۹۹۱ به کانادا مهاجرت کند و خاطرات خود از زندان اوین را در کتابی به نام «زندانی تهران» منتشر کند."
در عین حال سازمان غیرانتفاعی «دیده‌بان سازمان ملل» نیز ۲۴ اردیبهشت‌ماه اعلام کرد که جایزه سالانه حقوق بشری خود را هفته آینده به مارینا نعمت٬ نویسنده ایرانی و از زندانیان سیاسی دهه شصت در ایران اهدا خواهد کرد.

هیلِل نویِر٬ مدیر این سازمان اعلام کرده است که این جایزه به دلیل شجاعت خانم نعمت در بازگو کردن «آزار و اذیت‌های مداوم» جمهوری اسلامی از جمله «زندان٬ شکنجه٬ تجاوز و اعدام» به او داده خواهد شد.

از خانم نعمت کتاب دیگری نیز با عنوان «پس از تهران؛ حیات بازپس گرفته شده» منتشر شده است.
مارینا نعمت سال ۲۰۰۷ جایزه «کرامت انسانی» پارلمان اروپا را از آن خود کرد.
جایزه حقوق بشری «دیده‌بان سازمان ملل» قرار است اول خرداد‌ماه در ژنو به خانم نعمت اهدا شود.

سازمان «دیده‌بان سازمان ملل» سال ۱۹۹۳ با هدف نظارت بر عملکرد سازمان ملل متحد و میزان تعهدش به قواعد و منشور حقوق بشر تدوین شده‌اش٬ از سوی موریس ابرم٬ نماینده دائم پیشین ایالات متحده در سازمان ملل٬ در ژنو سوئیس تاسیس شد.
.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

لیلا حاتمی، هنرپیشه ایرانی، به عنوان یکی از ۹ داور بخش اصلی شصت و هفتمین دوره جشنواره فیلم کن است.

این جشنواره امسال از ۱۴ تا ۲۵ ماه مه برگزار می‌شود. جین کمپیون، فیلمساز نیوزلندی، رییس هیئت داوران است.
آغازگر این جشن سینمایی فیلم “گریس از موناکو” است که بر اساس داستان زندگی گریس کلی، ستاره سابق هالیوود و همسر پرنس پیشین موناکو است.
نقش پرنسس گریس را در این فیلم نیکول کیدمن بازی می کند و داستان آن درباره روزهای بحرانی دوران زناشویی او با پرنس راینه سوم، حکمران موناکو است. داستان در اوایل دهه ۱۹۶۰ و درگیری میان موناکو و فرانسه تحت حکمرانی شارل دوگل می گذرد.
ریاست هیات داوران در این دوره بر عهده جین کمپیون، کارگردان نیوزلندی است که پیش‌تر در سال ۱۹۹۳ با فیلم “پیانو” نخل طلای کن را از آن خود کرد. او نخستین زنی است که تا کنون موفق به کسب این جایزه مهم سینمایی شده است/ شرق پارسی

باند قاچاق انسان به سرکردگی یک زن ایرانی


رادیو آلمان:
پلیس آلمان یک باند قاچاق انسان را متلاشی کرد. این باند به سرکردگی یک زن ۶۷ ساله ایرانی، در اقدامی نامتعارف آگهی‌هایی را با مضمون "سفر به آلمان با مدارک جعلی" در روزنامه‌های ایران منتشر می‌کرده است.
دادستانی شهر کلف (Kleve) در مرز آلمان و هلند در اطلاعیه‌ای مشترک با پلیس فدرال آلمان، از شناسایی و انحلال یک باند ایرانی - آلمانی قاچاق انسان خبر داده است. در این اطلاعیه که روز سه‌شنبه (۱۳ مه/۲۳ اردیبهشت) منتشر شده، ذکر شده که این باند در روزنامه‌های ایران برای سفر به آلمان با مدارک غیرقانونی تبلیغ می‌کرده است.
پلیس در بازرسی از چندین آپارتمان واقع در ایالت نوردراین وستفالن و شهر فرانکفورت، موفق به کشف و ضبط شواهد قابل توجهی شده است. قاچاقچیان انسان معمولا فعالیت‌های خود را به طور مخفیانه انجام می‌دهند، اما طبق اطلاعیه پلیس این باند خلافکار، آشکارا برای ارائه خدمات غیرقانونی خود دست به انتشار آگهی در روزنامه‌ها می‌زده است.
در این آگهی‌ها به متقاضیان وعده صدور ویزا و اقامت جعلی آلمان در قالب "سازمان‌دهی اسناد و مدارک آنان" داده می‌شده است.
طبق این اطلاعیه پیش از اقدام پلیس، نزدیک به ۲۵ "مشتری" در ظرف دو ماه برای دریافت این خدمات ثبت‌نام کرده بوده‌اند.
در بازرسی از آپارتمان‌های مظنونین شمار زیادی کپی مدارک، ۱۰ یورو پول نقد و تعداد قابل توجهی حافظه‌های جانبی کامپیوتری یافته و ضبط شده‌اند. پلیس هم اینک در حال بررسی داده‌های ذخیره شده روی این حافظه‌هاست.
شهر کلف در ایالت نوردراین وستفالن واقع شده و نزدیک به ۴۸ هزار نفر جمعیت دارد.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۴, چهارشنبه

نوری‌زاد و تصور تجاوز خامنه‌ای به دختر خود


نوری‌زاد خطاب به خامنه‌ای: لااقل از یزید بیاموزیم نحوه برخورد با خانواده معترضان را

محمد نوری‌زاد از خامنه‌ای خواسته است که «در وجهی تمثیلی، برای درک رنج‌های جوراجور مردم، خود را به جای آنان بگذارد» و تصور کند «به دختر خود تجاوز کرده و با همان تجاوزِ پدر، آبستن شده و...»
محمد نوری‌زاد، نویسنده و مستندساز و از منتقدان رهبر جمهوری اسلامی، چندی پیش از خامنه‌ای خواسته بود برای آشنایی با رنج ایرانیان،تصور کند ۲۴ روز به پسرش، مجتبی خامنه‌ای، تجاوز شده است. این نوشتار نوری‌زاد با واکنش شدید طرفداران امنیتی رهبر جمهوری اسلامی مواجه شد؛ به گونه‌ای که برخی وب‌سایت‌ها خبر تجاوز محمد نوری‌زاد به دختر خود و بستری شدن نوری‌زاد در بیمارستان روانی در پی شکایت همسرش را منتشر کردند. نوری‌زاد در واکنش به این اتهام، ضمن شکایت از وب‌سایت «صلح‌نیوز»، نوشت: «سقوط و دیگر هیچ».
حال محمد نوری‌زاد در سی و یکمین نامه سرگشاده خود به علی خامنه‌ای، ضمن برشمردن برخی مشکلاتی که به دلیل نقد رهبر جمهوری اسلامی، توسط «برادران» در زندگی خصوصی او ایجاد شده، از وی خواسته است که «در وجهی تمثیلی، برای درک رنج‌های جوراجور مردم، خود را به جای آنان بگذارد» و تصور کند «به دختر خود تجاوز کرده و با همان تجاوز پدر، آبستن شده و همسرش از او شکایت کرده و اکنون وی در بیمارستان بستری و تحت مداوا است.»
محمد نوری‌زاد در این بازسازی تمثیلی، ضمن نام بردن از همسر خامنه‌ای، منصوره خجسته، دختران او، هدی و بشری و نیز پسران وی، به آسیب‌شناسی فاحشه‌فروشی می‌پردازد و می‌نویسد: «وقتی آستانه فاحشگی در جمهوری اسلامی به سیزده سال و دوازده سال می‌رسد و مافیای این‌کاره، انواع دختران و زنان را در امنیت کامل به دیگر کشورها صادر می‌کنند، سفارش فاحشه به سید علی و خانواده‌اش نباید اعجاب‌انگیز باشد.»

متن کامل نامه محمد نوری‌زاد که در وب‌سایت شخصی او منتشر شده، به شرح زیر است:

نامه سی و یکم محمد نوری‌زاد به رهبر: به شما هم آیا سفارش می‌دهند؟
سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
 پیشنهاد می‌کنم برای درک رنج‌های جوراجور مردم، خود را به جای آنان بگذارید؛ که اگر از ابتدای رهبری‌تان، به این توصیه شیعی و انسانی مبادرت ورزیده بودید، اوضاع امروزِ ما حتما به از این بود که هست. من برای درک بهترِ رنج‌هایی که یک به یک اعضای خانواده کوچک من، تنها در این شش ماه اخیر با آن مواجه بوده‌اند، در وجهی تمثیلی شما و خانواده مکرم شما را از بیت رهبری برکنده و در خانه خود اسکان می‌دهم.
داستان از اینجا پا می‌گیرد: شما – مرد خانه – در سفرید، در خوزستان، در شوش دانیال، مرد ناشناسی به شما زنگ می‌زند و از شما می‌پرسد: جناب خامنه‌ای، آیا شما اکنون در بیمارستانید؟ شما با کمی تردید پاسخ می‌دهید که نه، مگر خبری شده؟ آن دوست ناشناس با صدایی گرفته و دردآلود می‌گوید: یک سایت دولتی و حکومتی خبری درج کرده که در آن خبر، شما را بیمار و روانی توصیف کرده است. دیگر چه؟ دیگر این که... شما – آقای خامنه‌ای – به دختر خود تجاوز کرده‌اید و همسرتان از شما شکایت کرده و اکنون شما در بیمارستان بستری و تحت مداوایید.

شما از سفر باز می‌گردید و در جمال همسر و فرزندان خود شرمی می‌بینید ناشی از هجوم وقیحان حکومتی. از خود می‌پرسید: مگر می‌شود در یک نظام مؤکد اسلامی، کانون خانواده یک معترض مدنی این‌چنین پلشت و ناجوانمردانه در معرض آسیب و حمله قرار گیرد؟ در درون اما با حاکمان حکومتی می‌گویید: آهای ای حکومتیان، منِ خامنه‌ای، هر چه هستم، بله یک معترضم. با من مطابق موازین قانونی‌ای بر خورد کنید که خود وضع‌شان کرده‌اید؛ نه این که لجام‌گسیختگان حکومتی را به حریم خانواده‌ام گسیل کنید و به کانون خانواده‌ام آشوب اندازید.
کمی بعد از داخل ساختمان شما فیلمی در یکی از سایت‌های حکومتی منتشر می شود و ریزترین اطلاعات خانه و اعضای خانواده و حتی گفتگوهای همسایگان در نشست‌های فیمابین را بر ملا می‌کنند. یک هفته از این خبرسازی‌های وقیحانه نمی‌گذرد که همان سایت حکومتی، خبر دیگری منتشر می‌کند. چه؟ این که: دختر آقای خامنه‌ای، با همان تجاوزِ چندی پیش پدر آبستن شده است. انتشار آشکارِ این خبر، بی آنکه حساسیت و غیرتِ مدعی‌العموم و دستگاه‌های قانونی و قضایی را برانگیزد و رگ‌های تعصب نمایندگان خاموش مجلس را متورم سازد، شما را به واقعیت مکرری نزدیک‌تر می‌سازد که: این حاکمیت، هیچ حریمی را محترم نمی‌شمرد جز بقای خود. و چون خامنه‌ای، تیزیِ نقدش را متوجه اصول و وعده‌های بی‌سرانجام این نظام به ظاهر اسلامی کرده، پس لاجرم باید از حیثیت تهی گردد و دودمانش به عرصه فحش‌های حکومتی کشانده شود.
زمان می‌گذرد و یکی دو ماه بعد، شما ناگهان با صدای زنگ تلفن خانه از خواب بر می‌خیزید؟ به ساعت نگاه می‌کنید، که سه صبح را نشان می‌دهد. از خود می‌پرسید: چه رخ داده در این نیمه‌های شب آیا؟ گوشی را بر می‌دارید و محترمانه می‌فرمایید: بله؟ آن که در آن سوی خط است، می‌گوید: آقای خامنه‌ای؟ شما پاسخ می‌دهید: بله خودم هستم بفرمایید. مرد می‌گوید: ممکن است گوشی را بدهید به دست یکی از دخترانتان بشری خانم یا هدی خانم؟ کمی به هم می‌ریزید: این مرد، در این دیرگاه شب با دختران من چکار دارد؟ باز محترمانه از او می‌پرسید: شما؟ می‌گوید: من دوست هدی خانم و بشری خانمِ شما هستم.
شما ارتباط را قطع می‌کنید و به رختخواب باز می‌گردید. کمی بعد صدای تلفن همسرتان بلند می‌شود. بله؟ منصوره خانم خجسته؟ بله بفرمایید. لطفاً گوشی را بدهید به دخترتان هدی خانم؟ و ادامه می‌دهد: بشری خانم هم اگر هستند کار ما راه می‌افتد. همسرتان تلفن را قطع می‌کند. بلافاصله تلفن دخترانتان به صدا در می‌آید. به دخترها هشدار می‌دهید که پاسخ ندهند. اما یکی از آنها پیش از هشدار شما به مردِ آن سوی خط گفته است: بله بفرمایید. کمی بعد تلفن یکی از پسرانتان آقا میثم به صدا در می‌آید؛ و این بازی «برادران» نه با یک خط تلفن، که با ده پانزده خط، و نه با یک فرد مشخص، که با ده بیست نفر، آن هم طی تمامی ساعات شبانه‌روز بالا می‌گیرد. از دست شمای پدر، از دست شمای شوهر، چه بر می‌آید؟ خطوط تلفن‌تان را تغییر دهید آیا؟ مخابرات، در چنگ برادران است. شما را راه گریزی نیست. در نهایت به همسر و فرزندانتان توصیه می‌کنید تلفن‌های ناشناس را بی پاسخ بگذارند. خودتان یک بار می‌نشینید و تعداد مزاحمت‌ها را شماره می‌کنید. هزار بار، دو هزار بار، سه هزار بار.
یک ماهی می‌گذرد و شما به نحوی با مزاحمین کنار آمده‌اید و شکایت‌تان از طرق دادسرا و کلانتری محل به مخابرات محول می‌شود و مخابرات رسما و طی نامه‌ای به دادسرا می‌نویسد: ما امکان ثبت و ردیابی تلفن‌های مزاحم در این یک ماه گذشته را نداریم. مزاحمین علاوه بر تلفن زدن‌های پی در پی، به راهی دیگر نیز پای می‌نهند. مشخصات اتومبیل شما را به سایت‌های رایگان می‌دهند و تلفن شما و همسر و یکی از دخترانتان را نیز به اسم فروشنده پای آن می‌نشانند. اکنون شما با تلفن‌های متعددی مواجهید که خریدار اتومبیل‌تان هستند.
یک روز بی خبر از همه جا به تلفنی پاسخ می‌دهید که شماره‌اش معتبر و خانگی است. به خود می‌گویید: کسی با تلفن خانگی یا اداری و یا حرفه‌ای مزاحم نمی‌شود. پاسخ می‌دهید: بله؟ یکی از آن سوی خط اسم شما را می‌برد؟ آقا سید علی؟ بله بفرمایید. مرد با آرامش تمام می‌گوید: آقا سید علی، شما اگر یک خانم بیست و پنج، سی ساله برای ما جور کنی خرجش چقدر می‌شود؟
تلفن را قطع می‌کنید و به خود می گویید: این امکان ندارد! اما وقتی تعداد فاحشه‌خواهان فزونی می‌گیرد، داستان را باور می‌کنید، به خانه می‌روید، همسرتان جلو می‌آید و با شرم می‌گوید: مرتب به تلفن من زنگ می‌زنند و برای من پیام می‌گذارند و از من فاحشه می‌خواهند. دخترتان هم می‌آید و سر به زیر می‌گوید: از من هم زن صیغه‌ای می‌خواهند با ذکر مشخصات زن دلخواهشان. دخترتان ادامه می‌دهد: حتی اسم مرا و تلفن مرا داده‌اند به سایت‌ها به عنوان نظافتچی خانه.
حساس می‌شوید به این که: این دیگر چه چشمه‌ای است! شماره تلفن خود را به گوگل می‌دهید تا برایتان جستجو کند. بلافاصله چندین صفحه گشوده می‌شود. واویلا. دست بر پشت دست می‌زنید و با خود زمزمه می‌کنید: ای وای از این برادران اسلامی! مگر چه دیده‌اید؟ می‌بینید عکس‌های برهنه فاحشه‌های جور واجوری را در چندین سایت قرار داده‌اند و تلفن شما را و تلفن همسرتان را و تلفن یکی از دخترانتان را در آنجا گذارده‌اند که اگر فاحشه می‌خواهید به آقا سید علی و همسر و دخترش مراجعه کنید. در خلوت از خود می‌پرسید: این چه جامعه‌ای است که ظرف چند روز بیش از هزار سفارش زن صیغه‌ای و فاحشه به اعضای خانواده منِ خامنه‌ای داده شده است!؟
سر به زیر می‌اندازید و به خود می‌گویید: وقتی آستانه فاحشگی در جمهوری اسلامی به سیزده سال و دوازده سال می‌رسد و مافیای این‌کاره، انواع دختران و زنان را در امنیت کامل به دیگر کشورها صادر می‌کنند، سفارش فاحشه به سید علی و خانواده‌اش نباید اعجاب‌انگیز باشد.

جناب رهبر؛
بله، خانواده کوچک من، تنها در این شش ماه اخیر، با بازی‌های پلید و ناجوانمردانه این‌چنینی مواجه بوده است. همین اکنون ما با زنگ‌ها و پیام‌های سخیف و مستهجن پی در پی مواجهیم. از شما می‌خواهم دستور دهید هر چه زودتر این فضاحت حکومتی را از سر خانواده من بر بچینند. مأموران شما مرا به خاطر نقدها و اعتراضات مدنی‌ام، طبق قانون ببرند و زندانی‌ام کنند و به دارم بیاویزند، اما حریم خانواده‌ام را محترم بدارند. این خواسته فراوانی نیست. این‌گونه که بر منبرها گفته‌اند، ظاهرا یزید با خاندان امام حسین محترمانه رفتار کرد. لااقل از یزید بیاموزیم نحوه برخورد با خانواده معترضان را.

با احترام
محمد نوری‌زاد
بیست اردیبهشت سال یک‌هزار و سیصد و نود و سه

۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۲, دوشنبه

حرمسرای میلیونر ایرانی در اسپانیا




یک مرد ایرانی به نام شجاع شجاعی به اتهام درست کردن حرمسرا در شهر ماربلای اسپانیا بازداشت شد. به گفته پلیس اسپانیا ۹ نفر از این زنان که ۲۰ الی ۳۰ ساله‌اند، مدعی شده‌اند که به زور در خانه آقای شجاعی نگه داشته شده بوده‌اند. با این حال یکی از خدمتکاران خانه گفته است این زنان هر روز آزادانه از منزل بیرون می‌رفتند و در شهر گردش و خرید می‌کردند و تا جایی که او مطلع است اجباری برای ماندن آن‌ها در خانه آقای شجاعی در کار نبوده است. پلیس اسپانیا بعد از بازجویی‌های اولیه آقای شجاعی را با وثیقه آزاده کرده و زنان ساکن خانه را با فرزندانشان به محلی دیگر منتقل کرده است. فرزندان آقای شجاعی بین نه ماه تا هفت سال سن دارند. یکی از همسایه‌های این عمارت بزرگ ده اتاق خوابه که به سبک عربی ساخته شده است می‌گوید این زنان همراه با فرزندانشان هر روز با اتوموبیل‌های اعیانی از خانه بیرون می‌آمدند و همیشه لباس‌های گران‌قیمت به تن داشتند.

شجاع شجاعی علاوه بر تابعیت ایران، دارای گذرنامه بریتانیایی نیز است.

بیشتر بخوانید:
http://goo.gl/xd6pYu

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۹, جمعه

متن شکایت نامه معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی:


بسمه تعالی
ریاست محترم دادسرای کارکنان دولت
احتراماً معروض می دارد:
اینجانب معصومه دهقان- همسر آقای عبدالفتاح سلطانی وکیل پایه یک دادگستری- درخصوص حمله به زندانیان بی دفاع بند 350 زندان اوین با توجه به آنچه دیده و شنیده و در صحن ملاقات از نزدیک مشاهده کرده ام, لازم می دانم به جهت توهین و تحقیر و ضرب و شتم همسرم و زدن چشم بند و دست بند و تراشیدن اجباری موی سر از معاون زندان اوین- آقای جواد مومنی- طرح شکایت کنم. بدیهی است همسرم هیچ گونه امکان و اجازه شکایت از عامل و آمر این فاجعه را ندارد. بنابراین بدین وسیله درخواست محاکمه معاونت زندان- آقای جواد مومنی- و کلیه آمرین و مأمورین را در خصوص حمله به بند 350 اوین دارم.
معصومه دهقان

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۸, پنجشنبه

اتحاديه اروپا از حکومت اسلامي ايران درخواست بررسي مجدد پرونده ريحانه را دارد.




نشست مشترک نمايندگان اتحاديه اروپا با سازمان عفو بين الملل در مورد ريحانه

نامه آمنه کاکاوند نماينده حزب چپ سوئد به وزير امور خارجه سوئد در مورد ريحانه جباري

يک جنبه از کار کمپين نجات ريحانه، تماس با نهادهاي بين المللي است.

در کشور سوئد بدنبال تماس نمايندگاني از کميته بين المللي عليه اعدام با مقامات دولت سوئد، از جمله تماس کيميا پازوکي و هرمز رها با مسئولين حقوق بشر و نمايندگان وزارت امور خارجه سوئد، آنها در جريان کمپين نجات ريحانه قرار گرفتند. در يک ميتينگ اعتراضي در مرکز شهر استکهلم چند نماينده پارلمان از سوئد و از جمله آمنه کاکاوند سخنراني کرد. آمنه در يک نامه مفصل به وزير امور خارجه سوئد کارل بليت در مورد سرنوشت ريحانه نوشت و از او خواست اقدامي بکند. وزير امور خارجه سوئد به اين نامه پاسخ داد و قول رسيدگي و ارسال نامه در اين مورد را داد. در آغاز کار کمپين نجات ريحانه اولين اقدام ما در اين رابطه نشست مشترک نازنين افشين جم يکي از فراخوان دهندگان کمپين نجات ريحانه با احمد شهيد گزارشگر ويژه سازمان ملل بود.
. در اين نشست که پيتر مک کي وزير دادگستري کانادا نيز حضور داشت، در مورد سيستم قضايي جمهوري اسلامي ايران به تفصيل بحث شد. نازنين افشين جم در مورد اين نشست گزارشي در صفحه فيس بوک منتشر کرد که در اينجا آنرا ملاحظه ميکنيد.

نامه احمد شهيد و اظهار نظر او در مورد ريحانه بسيار مهم بود و در سطح بين المللي انعکاس بسيار گسترده اي داشت.
اقدام بعدي ما تماس با اتحاديه اروپا بود. ما به محض اينکه امضا طومار عليه حکم اعدام ريحانه به ۱۰۰۰۰۰نفر رسيد اين امضاها را براي کاترين اشتون، بان کي مون و احمد شهيد ارسال کرديم. 
ما خواهان ملاقات با کاترين اشتون شده ايم و منتظر اين نشست هستيم. در ادامه اين اقدامات تا کنون شيوا محبوبي چندين بار با مقامات اتحاديه اروپا در مورد ريحانه، کنفرانس تلفني داشته و از آنها خواسته است فورا براي نجات جان ريحانه اقدام کنند. اتحاديه اروپا در يک اقدام مهم سفير جمهوري اسلامي در بلژيک را فراخواند ، که بجاي سفير معاون سفير به مقر پارلمان اروپا رفته و به سوالات چند نماينده پارلمان مجبور به پاسخگويي شد. 
شيوا محبوبي از طرف کمپين نجات ريحانه اخيرا آخرين تغييرات و اخبار در مورد پرونده ريحانه را به گوش مقامات پارلمان اروپا رسانده است. گزارشي در اين مورد:

در ادامه اقدامات كمپين حمايت از ريحانه جبارى , شيوا محبوبى , سخنگوى كميته مبارزه براي آزادى زندانيان سياسي, روز سه شنبه ٢۹ اوريل در تماسى با بخش سياست خارجى اتحاديه اروپا, در مورد اطلاعات جديد در مورد پرونده ريحانه جباري, نامه هاى ريحانه و شكنجه هايى كه ريحانه جهت اعتراف تحمل كرده است , بر ملا شدن هر چه بيشتر تناقضات پرونده توضيح داد. وى همچنين به ادامه حمايت مردم و امضا طومار حمايتى بيش از صد و شصت هزار نفر اشاره كرد و اشاره كرد كه ريحانه اخيرا نامه هايى به بيرون از زندان فرستاده و در مورد دستگيري و اتهامات و شكنجه هايى كه شده است نوشته است, نامه هاي ريحانه در واقع دادخواست اوست كه در دادگاه به حساب نيامده است. شيوا محبوبى در نامه اظهار داشت كه اعدام ريحانه هر چند موقتا به تعويق افتاده است اما خظر اعدام او هر لحظه محتمل است چرا كه رژيم در موارد بسيارى از جمله كيس زهرا بهرامى , منتظر اينست كه اعتراضات و فشارها كاهش يابد و زندانى را اعدام كند. شيوا خواستار فشار بيشتر از سوى اتحاديه اروپا به رژيم جهت اعلام رسمى لغو حكم اعدام ريحانه جبارى شد. روز ٣٠ اوريل آقاى روبرتو اولمي از سوى سرويس بخش خارجى اتحاديه اروپا در جواب به نامه شيوا محبوبى ضمن تشكر از اطلاعات در رابطه با كيس ريحانه اظهار داشت كه اتحاديه اروپا چندى پيش اقدام اضطرارى رسمى ( ديمارچ) را كه قرار بود براى لغو اعدام ريحانه انجام دهند در تهران انجام دادند و خواستار محاكمه مجدد ريحانه شدند. وى گفت كه در جريان طومار حمايت از ريحانه بوده و شواهد نشان ميدهد كه فشار زيادي روى رژيم ميباشد. آقاى اولمى همچنين گفت كه امروز با عفو بين الملل در رابطه با حمايت از ريحانه جلسه دارند.
کمپين نجات ريحانه خواهد کوشيد با سازمان دادن جلسات ديگر با مقامات اتحاديه اروپا و نهادهاي بين المللي ، از آنها بخواهد براي نجات ريحانه هر آنچه در توان دارند بکار ببرند.

کمپين نجات ريحانه
۷ ماه مه ۲۰۱۴