۱۳۹۳ تیر ۳, سه‌شنبه

بازداشت هژبر فیرزیان پدر دو زندانی بهایی سمنان



هژیر فیروزیان شهروند بهایی، جهت تحمل حبس بدل از جریمه نقدی به زندان سمنان منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران،  یک شهروند بهایی ساکن سمنان به نام «هژبر فیروزیان» ۵۲ ساله در روز شنبه ۵ بهمن ماه جهت اجرای محکومیت ۴۰ روز حبس تعزیری ما به ازای ۱۲۰۰۰۰۰۰ ریال جریمه نقدی، خویش را به زندان سمنان معرفی و به بند منتقل شد.
 نامبرده پدر «شیدرخ» و «گلرخ فیروزیان» دو زندانی بهایی سمنان می‌باشد.
هژبر فیروزیان متهم به افترا نسبت به محمد رضا هاشمیان (مامور اداره کل اطلاعات سمنان) از طریق انتساب امور مجرمانه به وی شده است که بنا به ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی به پرداخت ۱۲۰۰۰۰۰۰ ریال جریمه نقدی به حساب دولت محکوم گردید که چون از پرداخت جریمه خودداری کرده مابازای آن به ۴۰ روز حبس تعزیری محکوم می‌شود.
یکی از نزدیکان هژبر فیروزیان در رابطه با دستگیری این شهروند بهایی به هرانا اظهار داشت: «پس از دستگیری گلرخ و شیدرخ فیروزیان توسط ادراه اطلاعات سمنان در زمستان سال گذشته، آقای فیروزیان در ملاقاتی که با گلرخ داشت متوجه می‌شود که دخترش در ناحیه پشت دچار درد و کوفتگی می‌باشد که وقتی جریان را جویا می‌شود متوجه می‌شود که در یکی از بازجویی‌ها که جواب‌ها مورد پسند بازجو نبوده موجب شده بازجو مکررا و محکم به پشت صندلی گلرخ بزند که همین عمل موجب کوفتگی پشت و خون آمدن از بینی گلرخ می‌شود (بازجو همواره پشت گلرخ قرار داشته و هیچ وقت دیده نشده است). آقای فیروزیان مراتب را به قاضی پرونده، دادستان و رئیس دادگستری اطلاع می‌دهند اما چون اقدامی صورت نگرفت به ریاست جمهوری نامه‌ای می‌نویسند و جریان ضرب و شتم دخترشان را شرح می‌دهند. بعد هم سعی می‌کنند این نامه را به نماینده رئیس جمهور که به سمنان سفر کرده تحویل بدهند»
این فرد در دنباله سخنانش می‌گوید: «پس از مدتی با شکایت اداره اطلاعات سمنان برای هژبر فیروزیان احضاریه جهت شرکت در دادگاه می‌آید متعاقب آن احضاریه دیگری می‌آید که یکی از کارمندان اداره اطلاعات سمنان به نام محمد رضا هاشمیان از وی به اتهام افتراء شکایت کرده است. دادگاه اولیه به ریاست قاضی رئیسی در شعبه اول دادگاه انقلاب سمنان تشکیل و آقای فیروزیان متهم شناخته می‌شود و محکوم به ۱۲۰۰۰۰۰۰ ریال جریمه نقدی می‌شود این حکم در دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی سلامی هم تایید می‌شود. این در حالی است که آقای هژبر فیروزیان همواره اظهار داشته که شاکی پرونده، آقای هاشمیان را نمی‌شناسد و دخترش نیز چون همیشه بازجو در پشت وی راه می‌رفته بازجو را ندیده است و در ضمن با دیدن فیلم بازجویی برای شناختن هویت بازجو مخالفت شده است.»
این فرد مطلع در خاتمه اظهار می‌دارد به دلیل آنکه هژبر فیروزیان رای صادره غیرعادلانه دانسته از پرداخت جریمه خودداری کرده و در ازای آن به تحمل زندان محکوم می‌شود.
یادآوری می‌شود گلرخ و شیدرخ فیروزیان از ماه گذشته جهت گذراندن محکومیت به زندان سمنان منتقل شده‌اند. این دو شهروند بهایی متهم به تبلیغ آیین بهایی هستند.

1
2

۱۳۹۳ تیر ۲, دوشنبه

درخواست عروس‌محکوم به اعدام از قوه‌قضاییه


 زنی که شوهرش را در نوجوانی به قتل رسانده و اکنون در انتظار اجرای حکم‌ است با بیان جزییاتی از زندگی‌اش از رییس قوه‌‌قضاییه درخواست کمک کرد.
این زن که راضیه (مریم) نام ‌دارد و ۲۱ساله‌ است وقتی ۱۷ساله بود شوهرش را به قتل رساند. پیش از این وکیل‌مدافع راضیه با ارسال نامه‌ای سرگشاده به رییس قوه‌قضاییه درخواست کرده ‌بود اجرای حکم قصاص راضیه برای اعمال ماده ۹۱ قانون مجازات جدید به تعویق بیفتد. راضیه که در زندان سپیدار اهواز به سر می‌برد، روز گذشته در گفت‌وگویی تلفنی، ضمن درخواست از رییس قوه‌‌قضاییه برای نجات جانش جزییاتی از زندگی‌اش را توضیح داد.
‌ وقتی ازدواج کردی نوجوان بودی. رابطه‌ات با شوهرت چطور بود؟
وقتی ۱۴ساله‌ بودم ازدواج کردم. شوهرم با من بدرفتاری می‌کرد. من هم بچه‌ بودم و نمی‌توانستم او را درک کنم همین هم علت اصلی اختلاف ما بود. خیلی اذیت می‌شدم حتی چندین‌‌بار از او کتک خوردم چون می‌دانستم کسی کمکم نمی‌کند و گفتن اینکه چقدر با شوهرم اختلاف دارم فقط خودم را جلوی دیگران خراب می‌کند. به همین خاطر سکوت می‌کردم و تلاشم این بود که خودم اختلافات را حل کنم. او هیچ‌وقت جلو دیگران آنطور که در خانه تنها بودیم با من رفتار نمی‌کرد. همیشه جلو دیگران من را مقصر نشان می‌داد.

چرا از هم جدا نشدید؟
مدتی بعد از ازدواج‌ بچه‌دار شدیم وجود بچه وضعیت را سخت‌تر کرد. طلاق هم سخت‌ شده‌ بود البته به‌خاطر مشکلاتی که داشتم یکبار تصمیم به جدایی گرفتم اما‌ مساله با وساطت خانواده حل شد و من دوباره به زندگی‌ با شوهرم برگشتم. رفتار شوهرم طوری بود که همیشه تحقیر می‌شدم هر وقت سر مساله‌ای با هم بحث می‌کردیم دعوا راه می‌افتاد و او با فحاشی سعی می‌کرد من را ساکت کند.
این رفتارها خسته‌ام کرده‌ بود تا اینکه روز حادثه به میهمانی رفتیم و برگشتیم و دوباره با هم بحث کردیم. او دو سیلی به صورتم زد و بعد خوابید آنقدر ناراحت شدم که تا صبح نتوانستم بخوابم. خیلی ناراحت بودم. اصلا متوجه کاری که می‌کردم نبودم اگر می‌فهمیدم چه ضربه‌ای به خودم و فرزندم و اطرافیانم می‌زنم این کار را نمی‌کردم نمی‌دانستم اگر شوهرم را بکشم چه عاقبتی در انتظارم است.
به سمتش شلیک و بعد هم جسد را دفن کردم. آنقدر بچگانه فکر می‌کردم که دروغ گفتم و مدعی ‌شدم شوهرم گم شده ‌است. در عالم بچگی خودم فکر می‌کردم اگر این حرف را بزنم کسی متوجه نمی‌شود. حتی با یکی از برادرشوهرهایم به دانشگاه شوهرم رفتیم تا مثلا دنبال او بگردیم پدر و برادرشوهرم از بویی که در خانه من بود متوجه شده و جسد را پیدا کرده ‌بودند. بعد که با برادرشوهرم به آگاهی رفتیم آنها به من گفتند جسد پیدا شده و من هم خیلی راحت موضوع را تعریف کردم.
‌می‌دانستی اگر شوهرت را بکشی قصاص می‌شوی؟
هیچ درکی از کاری که کرده‌ام نداشتم. می‌دانم اشتباه‌های زیادی انجام دادم ضربه بزرگی به خانواده شوهرم و فرزندم زدم و با هیچ چیز نمی‌توان آن را جبران کرد اما در آن زمان واقعا بچه‌ بودم. فکر می‌کردم بعد از اینکه شوهرم را بکشم وقتی علتش را بگویم من را آزاد می‌کنند نمی‌دانستم چه کار زشتی مرتکب می‌شوم.
‌پیش از این یک‌بار پای چوبه‌‌دار رفتی. درباره آن روز توضیح بده.
اول اردیبهشت بود ساعت ۱۲ظهر به من گفتند قرار است حکم اجرا شود. خانواده‌ام را خبر کرده‌ بودند. آنها آمدند و ملاقات آخر انجام شد فقط خدا می‌داند من تا صبح چه زجری کشیدم. ساعت ۹ صبح بود که من و زنی دیگر را برای اجرای حکم بردند. بعد از اینکه حکم آن زن اجرا شد نوبت به من رسید. مادرشوهرم آمده بود به دست و پایش افتادم به او گفتم فکر می‌کنی اگر خوشبخت بودم و زجر نمی‌کشیدم دست به چنین کاری می‌زدم؟ فکر می‌کنی اگر می‌توانستم کاری را که می‌کنم، درک کنم خودم را این‌طور بدبخت می‌کردم؟
مادرشوهرم خیلی ناراحت بود گریه می‌کرد و می‌گفت این حکم باید اجرا شود تا تو عبرتی باشی برای کسانی که شوهرشان را می‌کشند. گفتم زمانی که این اتفاق افتاد من ۱۷ساله‌ بودم شما که می‌دانید چقدر بچه ‌بودم خواهش می‌کنم من را این‌طور تنبیه نکنید. واقعا نادان بودم.
مادرشوهرم رضایت نداد گفت باید حکم اجرا شود. پایم را روی صندلی گذاشتم تا برای اجرای حکم بالا بروم همانجا گفتم من فقط ۱۷سالم بود در این موقع خانم محمدی (قاضی اجرای حکم) که در محل حضور داشت گفت صبر کنید. او با چند مسئول هماهنگی کرد و بعد گفت حکم فعلا اجرا نمی‌شود او گفت دستور آمده تا درباره پرونده با توجه به نوجوان‌بودن من در زمان وقوع جرم یک‌بار دیگر استعلام گرفته ‌شود.
حال بدی داشتم تا چند روز کاملا گیج بودم. واقعا مردم. تحمل آن لحظات خودش مثل اعدام‌شدن است، هم برای من که داشتم بالای چوبه‌‌دار می‌رفتم و هم برای مادرشوهرم که اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد. او داغدار فرزندش است چهارسال است بچه‌ام را ندیدم و می‌دانم ممکن است تا آخر عمرم هم او را نبینم درد مادرشوهرم را می‌فهمم اما از او خواهش می‌کنم به جوانی‌ام رحم کند. اشتباهاتم را می‌پذیرم و درخواست دارم من را زن ۱۷ساله‌ای ببینند که قدرت تصمیم‌گیری درستی نداشت.
‌دقیقا چه خواسته‌ای از مسئولان قضایی داری؟
آنطور که وکیلم گفته درخواست اعاده دادرسی رد شده و حالا فقط رییس قوه‌‌قضاییه می‌تواند به من کمک کند. از آیت‌الله لاریجانی خواهش می‌کنم داستان زندگی‌ام را بخواند و برای بررسی وضعیتم فرصتی دوباره بدهد.
روزنامه شرق

۸۰۰ سینماگر فرانسوی: مهناز محمدی را آزاد کنید!


 ۸۰۰ سینماگر از اعضای انجمن کارگردانان فرانسه از دولت فرانسه خواستند که برای آزادی مهناز محمدی بکوشد. آن‌ها محکمومیت مهناز محمدی به تحمل حبس در زندان اوین را «یک بی‌عدالتی بزرگ» خوانده‌اند. سینماگرانی مانند برتراند تاورنیه، انیس ژائویی و گوستاو گاوارس این بیانیه را امضاء کرده‌اند.
مهناز محمدی نخستین بار در مرداد ۱۳۸۸ به همراه جعفر پناهی به جرم فیلمسازی از رویدادهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بازداشت شد. او در تیر ماه ۱۳۹۰ دوباره در خانه‌اش بازداشت و پس از یک ماه با قید وثیقه آزاد شد. در مهر ماه سال ۱۳۹۲ اما به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. مهناز محمدی جمعه ۱۶ خرداد برای اجرای حکمش به زندان فراخوانده شد و اکنون در زندان اوین محبوس است.
کریستف روگیا، پاسکال فران و کاتل کیله‌وره از اعضای هیأت مدیره انجمن کارگردانان فرانسه بیانیه دفاع از مهناز محمدی را تهیه کرده‌اند و به امضای ۸۰۰ سینماگر فرانسوی رسانده‌اند.
در این بیانیه آمده است که مهناز محمدی به دلایل سیاسی و به خاطر عقاید آزادیخواهانه‌اش به زندان محکوم شده است. امضاءکنندگان این بیانیه نوشته‌اند که مهناز محمدی در روزی که بازداشت شد، گفته بود: «من زن هستم و سینماگرم و هر دوی این‌ها در کشور ما جرم محسوب می‌شود. به گفته آن‌ها جرم واقعی مهناز محمدی زن بودن و سینماگر بودنش است.»
امضاءکنندگان این بیانیه از وزارت فرهنگ فرانسه خواسته‌اند برای آزادی مهناز محمدی و حمایت از او از هیچ کوششی فروگذار نکند.
سینماگران نام‌آشنای فرانسه این بیانیه را امضاء کرده‌اند. در بین امضاءکنندگان به نام‌هایی مانند برتراند تاورنیه، انیس ژائویی و گوستاو گاوارس و ژیل ژاکوب برمی‌خوریم.
انجمن سینماگران فرانسه و همچنین جشنواره فیلم کن هم از بیانیه انجمن کارگردانان فرانسه برای آزادی مهناز محمدی دفاع کرده‌اند.
افزون بر این، جشنواره «اوپن سیتی داکس» هم که تا یکشنبه ۲ مرداد (۲۷ ژوئن) در لندن ادامه دارد، میزگردی به مهناز محمدی اختصاص داده است.
مهناز محمدی در زمینه حقوق زنان فعال بود و مستندهایی چون «ما نیمی از جمعیت ایران هستیم» را درباره مطالبات زنان در کارنامه‌اش دارد. «زنان بدون سایه» از مهم‌ترین آثار اوست. این فیلم درباره زنانی است که در یک آسایشگاه روانی بستری شده‌اند. «کوچ‌نامه» و «بچه‌های خاک» از دیگر آثار این سینماگر متعهد و فعال حقوق زنان است.
 خبرگزار ی هرانا

سرمایه داری وحشیانه درعربستان و سوءاستفاده از زنان محروم کارگر


زن عربستانی خدمتکار خود را با آب جوش سوزاند
زن عربستانی ساکن ریاض با اقدام وحشتناک خود طوفانی از خشم را در جامعه عربستان بر پا نموده است
زن عربستانی در یک اقدام غیر انسانی خدمتکار فیلیپینی خود را با آب جوش تنبیه نمود.
علیرغم وارد شدن صدملت جدی سوختگی به قسمتهای مختلف بدن ، زن پست فطرت از بردن او به بیمارستان تا ۶ ساعت امتناع می نماید.خانم ۲۳ ساله خدمتکار زمانی از سوی صاحبخانه مورد شکنجه و تنبیه قرار می گیرد که کمی در درست کردن قهوه برای خانم تعلل می نماید و خانم سعودی ناراحت شده و با اب جوش خانم ۲۳ ساله را تنبیه می نماید.
هنگامی که خانم به بیمارستان اعزام می گردد وی شماره تلفن عمویش را در اختیار بیمارستان گذاشته و هنگامی که عمویش مراجعه می نماید با دیدن این صحنه براشفت و تصاویری از شکنجه وحشتناک خانم سعودی گرفت و در فضای اینترنت منتشر نمود.حال خانم مساعد گزارش شده و هم اکنون در سفارت فیلیپین از او مراقبت می گردد.اقدام این خانم موجی از اعتراضات را در بین خدمتکاران کشور عربستان بر پا نموده است.

استثمار کارگران زن در کارگاه های کوچک ایران


هنگام استخدام از آنها تعهد عدم اعتراض می گیرند
با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها بسیاری از كارگاه‌های تولیدی كوچك كه عمده كارگران‌شان را زنان تشكیل می‌دادند، در سال گذشته تولید خود را كاهش داده و به این ترتیب بسیاری از زنان كارگر شغل‌شان را از دست داده اند. 
پروین محمدی که خود یک فعال کارگری هست در گفتگو با ایلنا گفت: بخش عمده‌ای از زنان شاغل را کسانی تشکیل می‌دهند که سفارش کار را از تولیدی‌ها دریافت و در خانه تولید می‌کنند که متاسفانه با این کارگران قرار کار قانونی منعقد نمی‌شود. 
حتی موارد بسیاری از زنان شاغل در كارگاه‌ها وجود دارد كه صرفا به دلیل زن بودن پیش از شروع كار مجبورند فرم‌هایی را امضا كنند و خود را از تمامی مزایا و حمایت‌های قانون كار محروم كنند. به دلیل فراوانی تقاضای نیروی كار به نسبت عرضه فرصت‌های شغلی، به خصوص برای زنان، این كارگران نمی‌تواند حقوق خود را از طریق مراجع قانونی پیگیری كنند. این وضع عمدتا شامل كارگاه‌های كمتر از 10 كارگر است.

احکام ضد زن و ضد انسانی در دولت اسلامی داعش!


شاخه منشعب شده از القاعده که این گروه نیز بکمک امریکا و سازمانهای اطلاعاتی اروپا تشکیل شده همچون طالبان، بوکو حرام و گروه های سلفی و وهابی که منبع تغذیه فکری و مالی خود را از اعراب سعودی و قطر تأمین میکنند قوانین بسیار ارتجاعی از دوران محمد را حالا در سال ۱۳۹۰ سال بعد از مرگ او میخواهند پیاده کنند. سنگسار و تازیانه و قطع دست و پا و گردن و برده داری جزء اولیه این قوانین است ولی قوانین خنده داری هم به آن افزوده اند که باید خواند.
داعش به دلیل کشتار مردم طرفدار دولت سوریه و همچنین نظامیان این کشور بویژه سربریدن و سوزندان سرها در آتش، خشن ترین گروه تروریستی تکفیری مورد حمایت کشورهای عربی غربی ضدسوری شناخته می شوند.
بیشتر اعضای این گروه و همچنین دیگر گروه تکفیری جبهه النصره مزدوران جنگی خارجی از کشورهای عربی و حتی اروپایی به ویژه فرانسه و آلمان هستند.
داعش که به تازگی شهر موصل عراق را اشغال کرده است در مناطق تحت نفوذ خود، مجازات های شدیدی مانند سربریدن برای نادیده گرفتن دستورات خود اجرا می کند که سبب شده بسیاری از مردم مناطق تحت سلطه مجبور شوند فقط برای انجام موارد ضروری از خانه خارج شوند که بیشتر شامل مردان می شود.
شهر رقه در سوریه از جمله مناطق تحت اشغال گروه تکفیری داعش است که به گزارش شبکه المیادین مردم مجبورند محدودیت های زیادی از جمله موارد زیر را تحمل کنند.
۱ – پوشیدن شلوار جین (برای زنان)
۲ – پوشیدن شلوار جین توسط مردان کمر باریک
۳ – کوتاه کردن مو
۴ – نمایش لباس های زنانه در ویترین
۵ – کار کردن مردان در فروشگاه لباس زنانه
۶ – ورود مردان به مغازه های لباس خیاطی زنانه
۷ – تبلیغ آرایشگاه های زنانه
۸ – مراجعه زنان به پزشک مرد
۹ – شانه کردن موی سر و صورت (برای مردان)
۱۰ – کشیدن سیگار و قلیان
۱۱ – نشستن زنان روی صندلی

تظاهرات زنان ترکیه در اعتراض به قانون جدید سقط جنین


«سکوت نکن، فریاد بزن: سقط جنین حق ماست! بدن ما از آن ماست! ممنوعیت سقط جنین دعوت به قتل زنان است...» این ها بخشی از شعارهای چند هزار زن معترض ترک به سخنان نخست وزیر کشورشان «رجب طیب اردوغان» است. روز یکشنبه تعداد زیادی از زنان و مردان ترکیه در شهرهای مختلف در اعتراض به سخنرانی نخست وزیر کشورشان که خواهان لغو حق کنترل زنان بر بدن خود شده بود تجمع های مسالمت آمیز و راهپیمایی های مختلفی برگزار کردند.
اردوغان نخست وزیر ترکیه طی سخنان بی سابقه ای سقط جنین و سزارین را قتل دانسته و خبر از ارائه ی لایحه ای داد که طی آن، زمان سقط جنین از 10 هفته به 4 هفته کاهش خواهد یافت. با انتشار این خبر، زنان و مردان مدافع حقوق برابر و مدافعان حق کنترل زنان بر بدن خود، در شهرهای استانبول، آنکارا، ازمیر و...به خیابان ریختند و به این سخنان، معترض شدند.
افزون بر انجام راهپیمایی و تجمع های مسالمت آمیز خیابانی، طرح این لایحه از طرف حزب حاکم عدالت و توسعه (AKP) موجی از نارضایتی را نه فقط در بین فعالین حقوق زنان بلکه در مطبوعات و احزاب منتقد دولت نیز برانگیخته است.
لازم به یادآوری است که قانون حق زنان برای استفاده از سقط جنین، از سال 1983 در کشور ترکیه اجرا می شود. مطابق این قانون، زنان می توانند تا 10 هفته گی بارداری، به طور رسمی به پزشک مراجعه و سقط جنین کنند.
در تظاهرات باشکوهی که روز یکشنبه برگزار شد بیش از 3 هزار نفر در میدان کاریکوی و مقابل دفتر نخست وزیری، حضور داشتند و با حمل پلاکاردهای گوناگون، مخالفت صریح خود را با این طرح، اعلام کردند. در این تجمع بزرگ و صلح آمیز شعارهای متنوعی روی پلاکاردهایی که حمل می شد، توجه عموم را به خود جلب می کرد که می توان به موارد زیر اشاره کرد :
به بدن ما دست درازی نکن / کنترل بر بدن مان،حق ماست / بدن ما مال کاپیتالیزم نیست / سقط جنین حق ماست / بدن ما ازآن ماست / سکوت نکن فریاد بزن سقط جنین حق ماست / AKP دست از بدن ما بردار/ کار، بدن و هویت ما از آن ماست / AKP قاتل زنان و کارگران و کودکان است / ممنوعیت سقط جنین یعنی کشتن زنان / آزاد زایمان کرده ام و آزاد زندگی خواهم کرد / نخست وزیر دشمن زنان نمی خواهیم / اجازه نمی دهیم حق ما برای سقط جنین، حق بر بدن، حق کار و حق برای تمایلات جنسی مان محدود شود / سقط جنین حق است اما کشتار "اولودره" قتل است (اشاره به قتل 34 نفر در روستای کرد نشین اولودره در سال 2011) و ....
بسیاری از گروهها و احزاب ، مردم را به شرکت در تظاهرات علیه سخنان نخست وزیر و لایحه دولت فراخوانده بودند که می توان گروه های زیر را نام برد:
کمسیون زنان استانبول، جمعی از زنان دانشجو، گروه مهندسین زن، جمعیت زنان فمینیست استانبول،حزب سبز، کانون زنان جوان، جمعیت زنان سوسیالیست، جبهه کارگر، زنان کارگر انقلابی،انجمن همبستگی زنان مترقی، زنان آنارشیست، زنان راه نوین، کنفدراسیون سندیکاهای عمومی کارگران، زنان سوسیال دموکرات و....
تعدادی از نمایندگاه زن مجلس ترکیه و زنان عضو گروه های فوق در این تظاهرات حضور داشتند و به سخنرانی پرداختند از جمله «سویل توران» سخنگوی حزب سبزها ضمن سخنانی گفت : قانون ممنوعیت سقط جنین زنان را هر چه بیشتر به سوی کالا شدن سوق می دهد و این غصب حقوق زنان است و به معنای تعیین وضعیت اجتماعی زنان از سوی دولت است! وی دولت را به جای مداخله در زندگی و حقوق زنان (آن هم در مجلسی که اکثریت آن را مردان تشکیل می دهند)، مسئولان را به ترتیباتی برای رسیدن به برابری جنسیتی در اجتماع فرا خواند! توران در پایان سخنرانی اش نخست وزیر را خطاب قرار داد و گفت: این بدن ازآن ماست و قرار آن نیز با ما خواهد بود.