۱۳۹۳ مهر ۲۷, یکشنبه

چه شرمی بالا تر از این که نمایندگانی صدای مردمانشان نباشند

ننگ بر مجلسی که در مقابل این جنایت سکوت کند
جلسه امروز مجلس با اینکه این اتفاق ناگوار افتاده است طرح خود موسوم به امر به معروف را بررسی و چند ماده‌اش را هم به تصويب رساندند 

حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر خطیب جمعه اصفهان که عامل این جنایت است حرف خود را انکار و ماله کشی میکند
امام جمعه اصفهان درباره صحبتی که پیش از این از قول او گفته شده بود که امر به معروف و نهی از منکر باید از تذکر لسانی فراتر برود، تاکید کرد: من نگفتم که تذکر فراتر از لسانی باشد، گفتم آنچه وظیفه یک مسلمان است تذکری ناصحانه، مشفقانه و مودبانه است. اگر قرار باشد برخوردی صورت بگیرد باید به صورت قانونی باشد و دستگاه قضایی و نیروی انتظامی چنین مساله‌ای را پیگیری کنند تا کسی خودسرانه وارد این گود نشود. این اقدامات خودسرانه به هیچ وجه صحیح نیست. رهبر در پایان اظهار کرد: باز هم می‌گویم یک مسلمان اگر بخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند باید ناصحانه و مشفقانه و به صورت مودبانه این کار را انجام دهد. نیروی انتظامی و قوه قضاییه اگر می‌خواهند برخوردی انجام دهند باید در چارچوب قانون برخورد کنند

مقامات جمهوری اسلامی؛ شعار ضدغرب می دهند و فرزندان خود را به غرب می‌فرستند





امانوئل اتولنگی، پژوهشگر ارشد “بنیاد دفاع از دموکراسی” در یادداشتی با عنوان “رهبران ایران علیه غرب موضع‌گیری می‌کنند اما فرزندان خود را برای تحصیل و کار به غرب می‌فرستند” که ماه گذشته‌ در وب‌سایت “بزینس انسایدر” منتشر شد، با اشاره به انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌های ایران بلافاصله بعد از تاسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ و برکناری اساتید سکولار از دانشگاه‌ها، نوشت که اگرچه امروز نیز رهبران جمهوری اسلامی هم‌چنان شعار “مرگ بر امریکا” سر می‌دهند و «انگلیس را در پشت هر توطئه‌ای می‌دانند»، اما در همین حال، فرزندان‌شان «بدون ترس از نگرانی‌های اخلاقی و معنوی برای تحصیل به خارج از کشور هجوم می‌برند».
آقای اتولنگی از مریم فریدون، دختر حسین فریدون (برادر جوان‌تر حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی)، به عنوان یکی از این موارد نام برده و با اشاره به تحصیل او در مقطع کارشناسی دانشگاه کلمبیا در آمریکا نوشته که خانم فریدون پس از آن با دریافت بورس تحصیلی “لرد دارندورف” (Lord Dahrendorf) که از جمله بورس‌های “دویچه‌بانک” آلمان است در کالج معتبر “مدرسه اقتصاد لندن” به تحصیل پرداخت و در حال حاضر نیز در در شعبه لندن “دویچه‌بانک” مشغول به کار است.
مریم فریدون در زمان دانشجویی در نیویورک نیز زمان کوتاهی را به عنوان کارآموز (انترن) در “کمیسیون وضعیت زنان” سازمان ملل متحد مشغول بود که به نظر نمی‌رسد این موقعیت نیز بدون نسبت خانوادگی‌ و نزدیکی‌اش به حکومت ایران، قابل دسترس می‌بود.
نویسنده‌ی یادداشت هم‌چنین با اشاره به سوابق حسین فریدون به عنوان کسی که در سال ۱۳۵۷ از جمله مسوولان تامین امنیت آیت‌الله خمینی در بازگشت به ایران بود، و پس از آن نیز در مقام‌هایی چون سفیر جمهوری اسلامی در مالزی و عضو هیأت نمایندگی این حکومت در سازمان ملل متحد مشغول بوده و اکنون نیز دستیار ارشد برادرش است، اهدای بورسیه‌ی تحصیلی “دویچه‌بانک” آلمان که هدف از آن، “کمک به دانشجویان نیازمند کشورهای در حال توسعه و نوظهور” است به برادرزاده رییس جمهوری اسلامی با توان مالی مناسب را “تعجب‌برانگیز” توصیف کرده است.
او همسر مریم فریدون را نیز “سجاد خوشرو”، پسر غلام‌علی خوشرو، سفیر کنونی جمهوری اسلامی در سوییس معرفی می‌کند. سجاد خوشرو که دانش‌آموخته‌ی حقوق “دانشگاه شهیدبهشتی” در ایران است، فوق‌لیسانس خود را در رشته‌ی فایننس بین‌الملل در مدرسه‌ی حقوق دانشگاه هاروارد امریکا گذرانده و هم‌اینک نیز دانشجوی مقطع دکترا در رشته‌ی مطالعات حقوقی-اجتماعی در دانشگاه اکسفورد انگلستان است. او زمانی به عنوان مترجم، محمد خاتمی را در برخی سفرهای خارجی‌اش از جمله سفر به نیویورک جهت شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد همراهی می‌کرد.
امانوئل اتولنگی در ادامه با اشاره به تحصیل مهدی ظریف، فرزند محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، و هم‌چنین احمد عراقچی، برادرزاده‌ی عباس عراقچی، قائم‌مقام و معاون وزارت خارجه در “دانشگاه شهری نیویورک”، می‌نویسد که مهدی ظریف بیش از ده سال در امریکا تحصیل و زندگی کرده و هرچند که در بازگشت به کشور مدعی شد که در امریکا به عنوان “تحلیل‌گر داده‌ها” برای شرکت معتبر ارتباطاتی “ورایزن” (Verzion) کار می‌کرده اما بر اساس اعلام این شرکت، وی تنها در یکی از شرکت‌های پیمانکار ورایزن مشغول به کار بوده است.

۱۳۹۳ مهر ۲۶, شنبه

دادگاه انتظامی وکلا "تحت فشار" نسرین ستوده را از وکالت محروم کرد


"شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا" با درخواست دادسرای اوین مبنی بر محرومیت نسرین ستوده از وکالت به مدت ۳ سال موافق کرد. رضا خندان، همسر نسرین ستوده این رای را "ننگین‌ترین رای تاریخ ۱۰۰ ساله کانون‌های وکلای کشور" خواند.
"شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا" با درخواست دادسرای اوین مبنی بر محرومیت نسرین ستوده از وکالت به مدت ۳ سال موافق کرده است.

رضا خندان همسر نسرین ستوده روز شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۳ با اعلام این خبر در صفحه فیس‌بوک خود، نوشت پیش از این ماجد وثوقی رئیس شعبه صادر کننده‌ی این حکم "برای بدنام نشدن خود در رابطه با صدور احتمالی چنین حکمی که ظاهرا قبل از محاکمه تصمیم خود را برای محرومیت گرفته بود، به نسرین گفته بود که بهتر است شما خودتان پروانه‌تان را تحویل بدهید و کار وکالت را فعلا ترک کنید چرا که ما تحت فشار هستیم".

رضا خندان چنین رایی را "ننگین‌ترین رای تاریخ ۱۰۰ ساله ی کانون‌های وکلای کشور" توصیف کرده و نوشته صدور چنین حکمی برای وکلایی که زندانی سیاسی بوده یا هستند، نه پیش از انقلاب و نه پس از انقلاب سابقه نداشته است.

این درحالی است که در هفته‌های اخیر "دادگاه انتظامی وکلا در ایران" درخواست دادستانی تهران برای تعلیق پروانه‌ی وکالت نسرین ستوده، وکیل دادگستری را رد کرده بود. جلسه این دادگاه یک‌شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ با موضوع تعلیق خانم ستوده از کار وکالت برگزار شد.

روز شنبه (۸ شهریور/ ۳۰ اوت) رضا خندان، همسر نسرین ستوده، در صفحه فیس‌بوک خود نوشت، بر اساس حکمی که همان روز از سوی دادگاه انتظامی وکلا صادر شده، تعلیق پروانه وکالت خانم ستوده غیرقانونی است و او می‌تواند همچنان به حرفه خود ادامه دهد.

به گفته آقای خندان، نسرین ستوده در جلسه دادگاه انتظامی وکلا گفت: «در دفاع از زندانیان سیاسی و قربانیان نقض حقوق بشر، تنها به سوگندنامه‌ای که در زمان دریافت پروانه‌ی وکالت امضا کرده بودم عمل کردم و در درستی کارم، لحظه‌ای تردید نداشته و ندارم.»

نسرین ستوده شهریور ماه سال گذشته با گذراندن دو سوم مدت محکومیتش از زندان آزاد شد و اعلام کرد که به حرفه وکالت ادامه می‌دهد.

در مرداد ماه امسال نسرین ستوده برای دفاع از موکل خود، کوروش زعیم، به محل برگزاری دادگاه او رفت، اما مسئولان دادگاه مانع حضور او شدند. استناد آنان به حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب بود که بر اساس آن خانم ستوده به مدت ۱۰ سال از وکالت محروم شده بود.


زنان مقاوم و بیدار



خواستم در ارتباط با این تصویر مطلبی بنویسم حیفم آمد دیدم گاهی اوغات ممکن است تصویر آنچنان روشن است که به آن مطلب من نیازی ندارد ، خودش همه چیز است فقط لازم است دقیق آنرا ببینیم ، فکر می کنم همین اندازه کافی باشد

جلوگيری از ورود احمد شهید به ايران


رئيس ستاد حقوق بشر قوه قضائيه به تشريح دلايل جلوگيري از ورود گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل به ايران از سوي جمهوري اسلامي پرداخت و گفت: «احمد شهيد» به يک هنرپيشه تبليغاتي عليه جمهوري اسلامي تبديل شده است.به گزارش ايرنا محمد جواد لاريجاني که پنج شنبه شب در برنامه ديروز، امروز، فردا شبکه سه سيما سخن مي گفت، افزود: جمهوري اسلامي موردي براي لاپوشاني و پنهانکاري ندارد و ضمن استقبال از سفر گزارشگر حقوق بشر به کشورمان، آمادگي فراهم کردن زمينه براي بررسي و بازديد وي از زندانها را نيز دارد.وي با طرح اين سئوال که چرا گزارشگر ويژه براي ايران انتخاب شده در حالي که جمهوري اسلامي، دموکرات ترين کشور منطقه است، تصريح کرد: معمولا گزارشگران سازمان ملل به صورت نوبه اي در هر چهار سال تغيير
مي کنند اما در چند سال گذشته شاهد اين تغيير در مورد ايران نبوده ايم.لاريجاني افزود: گزارشگر ويژه حقوق بشر براي ايران به درخواست کشورهايي همچون انگليس، آمريکا و کانادا تعيين شده در حالي که وضعيت حقوق بشر در خود اين کشورها مفتضح است.معاون بين الملل قوه قضائيه خاطرنشان کرد: احمد شهيد با جمع آوري اطلاعات غلط از سايت هاي ضد انقلاب، عليه جمهوري اسلامي بيانيه صادر مي کند و اين در حالي است که ما به طور منظم مکتوب و قلم به قلم با استدلال به توضيح موارد مطرح شده پرداخته‌ايم. وي با بيان اينکه گزارشگر بايد متدولوژي داشته باشد، گفت: آقاي شهيد با وصله و پينه کردن مطالب کذب به اتهام زني عليه جمهوري اسلامي مي پردازد و اين درحالي است که ما مي گوييم اتهام وجود دارد اما اتهام غربال شده اي در اين زمينه موجود نيست.لاريجاني، احمد شهيد را مدافع سرسخت تروريسم در کشورمان دانست و اظهارداشت: ايشان کساني را که در عملياتهاي تروريستي شرکت داشته و از منازلشان بمب،آر.پي .جي و اسلحه کشف شده و دست به ترور زده اند را مدافع حقوق بشر مي خواند.وي دليل ديگري را که موجب ممانعت از ورود احمد شهيد به کشورمان شده است، مخالفت و توهين وي به احکام اسلام اعلام کرد و افزود: ايشان حکم قصاص را که بر اساس موازين اسلامي است، درست نمي داند در صورتي که به ايشان ارتباطي ندارد .
IRANPRESSNEWS

«باور کن هر بار فکر می‌کنم شاید این آخرین بار است که صورتم را سالم می‌بینم.»اسید پاشی به زنان اصفهانی، واکنش مسئول انصار حزب الله




هر روز موقع بیرون رفتن از خانه چند بار جلوی آيینه می‌ایستد، روسری اش را سفت می‌کند. دکمه‌های مانتو را نگاه می‌کند که مبادا باز مانده باشند. دو هفته‌ای است که اصلا آرایش نکرده، زیر بارانی‌هایی که آستین گشاد دارند ساق آستین مشکی دست کرده اما باز هم موقع بیرون رفتن هم خودش دلشوره دارد و هم پدر و مادرش.
اینجا اصفهان است. سارا بیست و یک ساله ساکن یکی از خیابانهای اطراف جلفا است. دو هفته است که اخبار اسید پاشی به صورت زنان بدحجاب از سوی گروهی موتور سوار میان مردم اصفهان به خصوص ساکنان اطراف منطقه جلفا از خیایان حکیم نظامی تا خیابان نظر، توحید و مهرداد دهان به دهان می‌چرخد.
روز گذشته البته خبرها رسمی شد و خبر گزاری ایسنا پس از انتشار خبر اسید پاشی بر روی صورت زنی که سوار بر خودرو بوده از احتمال اسید پاشی برای برخورد با بدحجابی خبر داد. گرچه جانشین فرماندهی انتظامی استان اصفهان و فرماندار اصفهان این اسید پاشی‌ها را دو مورد عنوان کرده و در گفت‌وگو با ایسنا اعلام کرده‌اند هنوز علت اسید پاشی‌ها مشخص نیست و پلیس در حال پیگیری است اما مردم اصفهان نظر دیگری دارند.
همزمان با انتشار خبر ایسنا ساکنان منطقه جلفا در اطراف پاساژ مارتین یک اسید پاشی دیگر هم می‌بینند. خبر این اسید پاشی رسانه‌ای نشده اما سارا از نزدیک در جریان این اسید پاشی قرار گرفته است: « من می‌خواستم برای خرید به پاساژ مارتین بروم.نزدیک پاساز دیدم مردم جمع شده بودند و خیابان خیلی شلوغ بود. اول فکر کردم تصادف شده. اما وقتی جلوتر رفتم و از مردم پرسیدم گفتند:  از پشت با سرنگ به دو دختر که در خیابان قدم می‌زدند اسید پاشیده‌اند.» او خودش دیر رسیده و آن دو را ندیده: «مردم می‌گفتند: اسید مانتوهایشان را سوراخ کرده بود و قسمتی از بدنشان سوخته بود.»
یک منبع مطلع به ایران وایر می‌گوید: « دو هفته پیش فقط عده‌ای موتور سوار به قصد ترساندن خانم‌ها سطلی را روی صورت  آنها خالی می‌کردند. محتویات داخل سطل اسید نبود. گاهی آب بود و گاهی مواد شوینده با ان مخلوط شده بود و کمی صورت را می‌سوزاند. آنها می‌خواستند مردم را بترسانند اما در هفته اخیر  واقعا اسید پاشی صورت گرفته و حداقل ۶ مورد اسید پاشی به بیمارستان فیض اصفهان منتقل شده‌اند.»
بیمارستان فیض اصفهان، مرکز تخصصی چشم پزشکی است و احتمالا کسانی که به این بیمارستان منتقل شده‌اند اسید روی صورتشان پاشیده شده است. او می‌گوید: «میانگین سنی این افراد حدود سی سال است.»
البته این‌ها تنها موارد اسید پاشی اصفهان در روزهای اخیر نیستند. یکی از پزشکان بیمارستان سوانح سوختگی اصفهان نیز به ایران وایر می‌گوید: «در چند روز اخیر دو بیمار داشته که با اسید سوخته‌اند.» او در ادامه می‌گوید: «البته من هر روز و هر ساعت که در بیمارستان نیستم و ممکن است موارد دیگری هم باشند که اطلاع نداشته باشم.»
انتشار این اخبار در شرایطی صورت می‌گیرد که اخیرا طرح حمایت از آمران معروف و ناهیان از منکر در مجلس شورا تصویب شد و گروه های انصار حزب الله نیز اعلام کردند که فعالیت خود را در خیابانها از سر می‌گیرند.
شهروندان اصفهانی در گفت‌وگو با «ایران وایر» این موضوع را بی ارتباط با برخورد با بدحجابان نمی‌دانند . یکی از آنها می‌گوید: اگر ازشاهدان عینی بپرسید. همگی اسید پاشان سوار بر موتورهای بزرگ بوده و تیپ و قیافه‌ای مذهبی دارند.» او می‌گوید: «در شهر هم به طور غیر رسمی مثلا توسط امام جماعت مساجد و یا در مراسم مختلف در جاهای مختلف اعلام شده که خانم‌ها حجاب‌هایشان را رعایت کنند تا عده‌ای ناراحت نشوند.»
با این حال اکبر پاکزاد از سپاهیان معروف اصفهان و از مخالفان سر سخت دفن ریچارد فرای در اصفهان  این کار را محکوم می‌کند. او به «ایران وایر» می‌گوید: «این خبر را دو ساعت پیش شنیدم و واقعا دلنگران شدم. این کارها از نظر دین و شرع و عرف و همه چیز حرام است. این کارها انسانی نیست. هرکسی که با هر عنوانی این کار را انجام داده مرتکب جرم شده و  باید  به اشد مجازات برسد.»  او این کاررا  جزو گناهان کبیره می‌داند: «به عقیده من  برای این گناه کبیره باید مجازات اعدام در نظر گرفته شود.»
او در پاسخ به این سوال که نظرتان درباره مبارزه با بدحجابی از سوی انصار حزب الله چیست؟ می‌گوید: «من عضو انصار حزب ‌الله نیستم. من پاسدار هستم و الان به عنوان مشاور سردار سلیمانی در امور آموزش انتظامی در سپاه  فعالیت می‌کنم. من این کار از نظر سپاه و بسیج محکوم می‌کنم. اما درباره انصار حزب الله باید با جناب حجه الاسلام کمیل کاوه صحبت کنید.»
کمیل کاوه رئيس انصار حزب الله اصفهان است.  او انگار اصلا اخبار اسیدپاشی‌ها را نشنیده است و به «ایران وایر» می‌گوید: «متاسفانه یا خوشبختانه اصلا از این موضوع خبر ندارم.» او  در ادامه می‌گوید: « یک انسان مسلمان اگر یک ذره دین هم داشته باشد اصلا فکر این کار به سرش نمی‌زند.» کمیل کاوه  در پاسخ به این سوال که آیا انصار حزب الله اصفهان مبارزه با بدحجابی را از سر گرفته می‌گوید: «مبارزه که ما الان توفیقش را فعلا نداریم که بخواهیم نهی از منکر بکنیم.» او درباره چرایی این موضوع پاسخ نمی‌دهد و می‌گوید: الان من در نماز جمعه هستم و بیشتر از این نمی‌توانم صحبت کنم.»
تلاش برای گفت و گو با نیروی انتظامی به جایی نمی رسد. فعلا کسی دوست ندارد درباره این چیزها صحبت کند. بر خلاف مسئولان مردم با نگرانی و کنجکاوی درباره این موضوع هر روز صحبت می کنند.
سارا از وقتی این اخبار را شنیده، بارها با دیگران درباره اش حرف زده و فکر کرده، پاسخی نیست فعلا. او می گوید هر بار که به آینه نگاه می‌کند به یک موضوع وحشتناک فکر می‌کند: «باور کن هر بار فکر می‌کنم شاید این آخرین بار است که صورتم را سالم می‌بینم.»

Reyhaneh`s life is in great danger and can be executed by hanging at any time


. Iranian regime and the Sarbandi family are asking for her execution under Iran`sIslamic Law `Ghesaas`(An eye for an Eye)
The final meeting between the two families discussing the possibilities for a pardon was conducted yesterday - Morteza Sarbandi, Jalal Sarbandi`s son has been demanding retribution on behalf of his family.
At yesterday`s meeting, Jalal Sarbandi was accompanied by two unknown `bearded` men. When he spoke his final words and insisted on retribution, Shole Pakravan's cries and screams reached the skies. She begged and begged for her daughter's life. However the two bearded men calmly advised Jalal not to be influenced by this.
It is of great concern that these two unknown men were allowed to attend the meeting and sit on either side of Jalal and tell him not to forgive. We believe they were sent by the same authority who is trying to cover up their crimes by getting rid off Reyhaneh. No doubt they were sent to intimidate Jalal and his family and ensure that they do not pardon Reyhaneh.
Any human being would have been moved by Reyhaneh's mother and the letters written by thousands of people begging for forgiveness. This only means that the Sarbandi family is also under pressure from certain government authorities such as the Intelligence Service.
Reyhaneh could be executed at any moment now. Shole Pakravan has become silent since the meetings began. The international community owes it to her and her family to step up and speak louder, put more pressure on the Iranian government and demand Reyhaneh to be released immediately.
Campaign to Save Reyhaneh Jabbari from Execution in Iran together with the International Committee against Execution (ICAE) will be organizing worldwide protests again. If you are able to assist or wish to hold a protest in your town or country, please contact the admin of this page.https://www.facebook.com/WeAreReyhaneh
‪#‎ReyhanehJabbari‬
‪#‎SaveReyhanehJabbari‬